پنجم شروع مىشود ، پس از تمام شدن نامه ، فرستنده بجاى امضا پشت آن را مهر مىزند و چون به مقصد رسيد گيرنده نيز روى پاكت را مهر مىزند و بآورنده ميدهد تا فرستنده اطمينان پيدا كند كه نامهاش به مقصد رسيده است .
وضع سرمايه در ايران
در دنيا ملتى نيست كه باندازهء ايرانى از نشان دادن سرمايهء خود ترس داشته باشد و علت عمدهء آن هم اين است كه ثروتمندان از ترس مأمورين دولتى مجبورند از بروز سرمايه خوددارى نمايند زيراكه اگر بروز دهند مأمورين آن را بهر وسيله و لو اينكه بعنوان وام هم باشد ميگيرند ولى اين وام هرگز ادا نخواهد شد . علت ديگر هم اين است كه ايرانى مقيد است و دوست دارد كه هميشه سرمايهاش در دسترس او باشد و اگر ذخيرهء نقدى داشته باشد آن را در لنگهء جوراب كهنهء پشمى ريخته در زيرزمين و يا زواياى مخفى خانهء خود در خاك دفن مىكند ، يك علت ديگر هم عدم امنيت قضائى است كه ثروتمندان نميتوانند در اين كشور شركتى تشكيل دهند و سرمايهء خود را به مصرف كارهاى سودمند برسانند و از همه بالاتر آنكه اروپائيانى هم كه در اين كشور دست بتشكيل شركتهائى زدند طورى با مردم رفتار كردند كه اعتماد عامه از آنها سلب گرديد و بنابر همين علل است كه ثروتمندان از به كار انداختن سرمايههاى خود مضايقه ميكنند .
غالبا اين سرمايهها تبديل به طلا يا جواهر شده و در جائى از خانه كه جز صاحب آن كسى آنجا را نميشناسد در زير خاك پنهان ميگردد و بسا مىشود كه پس از مرگ صاحبخانه در همان محل ميماند و وراث هم به آن دسترسى پيدا نميكنند .
اگر احيانا اشخاص سودپرستى مقدارى از سرمايهء خود را به ديگرى وام دهند اين وام بايد در مقابل وثيقهء عمدهاى داده شود و سود آن باندازهء صد بيست يا اقلا صد پانزده باشد .
اشخاص عاقلى كه نميخواهند سرمايهء خود را بخطر اندازند آن را صرف خريد جواهر و پارچههاى زراندود و اشياء گرانبهاى ديگر نموده و در اندرون خانهء خود مخفى ميكنند و گاهى در تنهائى بتماشاى آنها پرداخته خوشوقت ميگردند .
عشق به تجملات و استعمال جواهر در تمام طبقات اجتماعى ايران حتى در دهكدهها نيز محسوس است . زرگران و جواهرفروشان بخانههاى توانگران رفته