انتشار داد كه مجلس جديد در 14 نوامبر داير خواهد شد و اين مجلس هم بايد از مردمان مسلمان كه بصداقت و امانت معروف باشند تشكيل يابد تا زودتر بشورشها و بىنظمىها كه توسط انجمنهاى محلى توليد شده خاتمه دهد و آئيننامه تازهاى براى انتخابات نوشت كه ميبايستى در نيمه اكتبر اجرا شود .
مخالفت علنى شاه با مشروطيت
شاه باز بنا بر تحريكى كه مأخذ آن مشكوك است بفكر سياست تازهاى افتاد و بجاى اينكه بوعدهء خود وفا كند و مقدمات انتخابات را فراهم سازد عدهاى از ملاها را تحريك كرد كه با مشروطيت مخالفت نمايند و بشاه پيشنهاد كنند كه اين رژيم بر خلاف دستورهاى اسلام است و از شاه الغاء آن را خواستار شوند .
شاه هم پيشنهاد آنها را پذيرفت و در 22 نوامبر رسما الغاى مشروطيت را اعلان كرد .
ستار خان سردار انقلابيون تبريز
شيخ فضل اللّه نورى و چند نفر از ملاهائيكه با او همدست بودند در اين موقع بوسيله تلگراف هاى زيادى تمام علماى ايران را دعوت نمودند كه با آنها شركت نموده و اعلان شاه را نسبت بالغاى مشروطيت كه بر خلاف دستورهاى اسلام است تقويت نمايند . اما اكثر علماى ايران و مجتهدين مقيم عراق در پاسخ اين تلگرافها بعامه ملت ايران اعلان كردند كه محمد عليشاه خائن است و اطاعت باوامر او جايز نيست . بنابراين تدبير شاه و كوشش شيخ فضل اللّه و همدستان او به جائى نرسيد بلكه منفور عامه