تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 1116

مساهمون:

ص١١١٦
يكى از جلسات مجلس حاضر شود و سوگند وفادارى با آن را ياد كند و منبعد دست از خصومت بكشد و از مجلس پشتيبانى نمايد و خلاصه آنكه تاريخ رفتن او بمجلس در همين روز است كه ما هنوز در تهران هستيم و بسى خوشوقتيم كه امروز از تماشاى يكى از صحنه‌هاى سياسى ايران محظوظ ميشويم .

وضع فلاكت‌بار قشون ايران

امروز قشون دولتى در ميدان عمومى دفيله ميداد و ما توانستيم نيروى دولتى را تماشا كنيم . ابتدا پياده‌نظام از مقابل ما گذشت ، سربازان از حيث قد و سن تناسبى نداشتند حتى پيرمردان خميده و اطفال هم در ميان آنها ديده ميشد و پيدا بود كه سه ربع اين دسته فقط ظاهر سربازى دارند . اينها اشخاص ولگردى هستند كه كارشان كوچه‌گرديست و مشغله ديگرى ندارند جز اينكه در كنار ديوار در آفتاب نشسته و با فعاليت مشغول شكار حشراتى بشوند كه از زيروروى لباس در سر تا پاى آنها در حركت هستند . بعضى هم حمالهاى مشهدى هستند كه لباس سربازى بر تن كرده‌اند . لباس آنها هم نيم‌تنه و شلوار مندرسى است كه چندان شباهتى به لباس نظامى ندارد و چون تمرين نكرده‌اند تفنگ بدوش انداخته و بطور نامرتبى قدم برميدارند و بجاى رولور اغلب چپقى در كمر دارند و با صداى طبل و شيپورى كه موزيك ناموافقى را تشكيل ميدهد حركت ميكنند . پس از آن فوج گارد سلطنتى آمد كه همه افراد آن نيم‌تنه و شلوار قرمز يا آبى بدتركيبى بر تن داشتند و كلاه آنها شبيه بكلاه بازيگران صحنه نمايش بود . با اين دسته نيز موزيكى همراه بود كه افراد آن را پسران كوچكى تشكيل داده و در تحت امر رئيس اركستر كه چوبى بدست داشت حركت ميكردند . چوبى كه رئيس در دست دارد براى تعليم آهنگ موزيك نيست بلكه براى زدن اطفالى است كه ناشى هستند و نميتوانند درست آلات خود را بنوازند .