هيچيك در منطقهء نفوذ ديگرى دخالت نكند و امتيازاتى از قبيل تأسيس بانك و كشيدن خطآهن و تلگراف و ايجاد راه شوسه و غيره نداشته باشند . البته محتاج بذكر نيست كه چنين معاهدهاى موجبات نگرانى ايرانيان را فراهم نمود و با اينكه دولت انگليس اعلان كرده بود كه اين تقسيم براى حفظ استقلال ايران است ايرانيان خوب استنباط ميكردند كه مقصود چيست و اين پيمان مقدمه تقسيم ايران است .
كودتاى محمد على شاه
خلاصه در ماه اكتبر مجددا كابينه برياست ناصر الملك كه طرف ميل مجلس و انجمنها بود تشكيل شد اما ناصر الملك هم از طرفداران جدى دولت انگليس بود و مجلس بشاه فشار آورد كه بايد سعد الدوله نخستوزير قديمى و امير بهادر جنگ را از خود دور نمايد زيرا كه اين دو نفر بطور آشكار از دولت روس طرفدارى ميكردند .
بنابراين كشمكشى بين وكلا توليد شد و جملات وهنآورى هم نسبت بشاه بزبانها آمد ، بدبختانه در همين موقع كه وكلا نسبت به يكديگر ابراز خصومت ميكردند كابينه هم استعفا داد .
محمد على چون مشاهده كرد كه طرفدارى ندارد و وزراى او هم نميتوانند از افكار ضد قاجارى كه در مجلس و انجمنها پيدا شده بود جلوگيرى نمايند بفكر كودتا و انحلال مجلس افتاد و چند نفر از وزيران را توقيف نمود كه ناصر الملك هم در ميان آنها بود و خواست ناصر الملك را زندانى كند اما سفارت انگليس بميان افتاد و گفت چون ناصر الملك حامل نشان درجه عالى انگليس است نبايد محبوس گردد و تقاضا نمود كه حبس بتبعيد تبديل شود بعلاوه استخلاص ساير وزيران را هم از شاه تقاضا كرد .
سازش شاه با پارلمان
مدت چندينروز پايتخت ميدان كشمكش دو اردوى مسلح بود . وكلا پيوسته از شاه تقاضاهائى ميكردند و سرانجام سفارت انگليس باز واسطهء اصلاح شد و شاه را وادار بتسليم نمود