تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 1111

مساهمون:

ص١١١١

كشمكش بين شاه و مجلس

در اينموقع بين شاه و مجلس كدورتى پيدا شد بطوريكه وكلا از حضور در تشريفات تاج‌گذارى خوددارى نمودند ) 19 و 20 ژانويه 1907 ) محمد على شاه خوب احساس ميكرد كه مجلس ميخواهد قدرت و اختيارات نامحدودى را كه سابقا از مختصات شاهان ايران بود به خود اختصاص دهد بنابراين براى تهديد چند نفر از وكلاى مبرز و بااهميت را احضار كرد و به آنها گفت كه مجلس نبايد در قوهء اجرائيه كه مخصوص به من است دخالت نمايد و بايد انجمنها را منحل كند اما مجلس بخواستهء او اعتنائى نكرد ، بنابراين شاه ناصر الملك و كابينه او را مجبور باستعفا كرد .

امين السلطان و سازش روس و انگليس

در طى سال 1907 شاه بفكر افتاد كه براى حل مشكلات بهتر آن است امين السلطان را كه صدراعظم باوفاى جدش ناصر الدين و از طرفداران جدى دولت روس است و در خارج بسر ميبرد محمد عليشاه و آجودانهايش بايران بطلبد و با مشورت و همكارى او باوضاع خود سروسامانى بدهد . اما از اين اقدام هم نتيجه‌اى نگرفت زيرا كه اين نخست‌وزير تازه در روزى كه بمجلس رفته بود در جلو خان بهارستان با گلوله طپانچه يكى از فدائيان موسوم بعباس آقا به خاك هلاك افتاد و قتل او در همان روزى اتفاق افتاد كه دولتين روس و انگليس با هم سازش كرده و پيمان تقسيم ايران را امضاء كرده بودند .