علت ديگرى هم در ساختن اين بناهاى بىبنياد و عارى از نظم و ترتيب دخالت دارد و آن اين است كه شاهزادگان پس از رسيدن بسلطنت نخواستهاند در كاخهاى پدران گذشتهء خود منزل نمايند و به همين جهت دستور دادهاند كه بناى تازهاى براى آنها ساخته شود .
درهرحال پس از آنكه شاهى درگذشت ديگر كسى در فكر پرستارى و مراقبت ساختههاى او نيست و سارقين مىتوانند به سهولت در و پنجره و كاشيها و ساير تزيينات اين عمارت را بتدريج ببرند و به فروش رسانند و چندى نميگذرد كه به كلى ويران مىشود و نوبت بدهقانان ميرسد كه بلامانع مصالح آن را براى ساختمان منازل خود مىبرند .
باغهاى دوشانتپه در زمان شاه قبلى رونق و صفائى داشته است . در كنار استخر بزرگى عمارتى است كه در داخل آن تزيينات نامطلوبى وجود دارد .
باغوحش سلطنتى
باغوحشى هم بود كه در آن چند حيوان وحشى سبع ديده ميشد . در كنار خيابانى اطاقهاى متعددى ساخته بودند كه از بيرون پنجره آهنى داشت و ما ميتوانستيم حيواناتى را كه در آن جاى داشتند بهبينيم درختان بزرگى هم بر اين اطاقها سايه انداخته بود گويا معمار اين ساختمان در اين فكر بوده كه براى اين زندانيان بدبخت مختصر وسيلهء آسايشى فراهم سازد تا چند ماه بيشتر زنده بمانند و باسارت خود ادامه دهند .
در مدخل اين باغ شش خرس بزرك را با زنجير بدرختان بستهاند و يكنفر مأمور مراقبت و پرستارى آنها مىباشد . اين حيوانات زمين زير پاى خود را كنده و حفرهاى ايجاد كردهاند و مثل اينستكه تارك دنيا شده و از همهچيز صرفنظر نمودهاند زيرا كه به رفتوآمد تماشاچيان اعتنائى نميكنند و گاهى با زحمت سر را برگردانيده و به آنها مينگرند .
كفتارى را هم بما نشان دادند كه در اطاق خود زنجير شده بود ، بطوريكه پرستار