تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
تزوّجنى رسول اللّه الّا بعد ما ماتت » به چيزى مانند آنچه به خديجه حسد ورزيدم حسد نورزيده بودم ، و رسول خدا مرا مدتى بعد از وفات خديجه به ازدواج خود درآورد . و اين بدان‌جهت بود كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم او را بشارت خانه‌اى از قصب بدون صخب و بدون نصب داده بود . اين حديث خوب و صحيح است . در جمع الفوائد از عايشه نقل شده كه هاله بنت خويلد خواهر خديجه را براى رسول خدا خواستگارى كردم . رسول خدا قبول نكرد و گفت : بار خداوندا هاله بنت خويلد ؟ ، من به غيرت آمدم و گفتم : چه خبره همواره يادت پيش عجوزى ( يعنى خديجه . . . ) از عجوزه‌هاى قريش است ! ! پيرى كه روزگارى است كه مرده و حال آنكه خداوند بهتر از او را به تو داده ( يعنى خودم را ) .

اوج حسادت عايشه به خديجه عليها السلام

اين روايت را مسلم ، بخارى و ترمذى نيز نقل كرده‌اند . در كتاب اصابه از عايشه نقل شده كه گفت : هرگاه رسول خدا گوسفندى ذبح مى كرد مىگفت : گوشت آن را به دوستان خديجه بدهيد كه من محبت او را روزى داده شده‌ام و عايشه افزود : كم اتفاق مىافتاد كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم از خانه خارج شود و خديجه را به خوبى ياد نكند . اين بود كه غيرت بر من مستولى مىشد و حسد مىورزيدم و مىگفتم : آيا جز پيره‌زنى چيز ديگرى بود ؟ در صورتى كه خدا بهتر از او را كه ( من باشم ) روزى تو كرده است ؟ ! پس رسول خدا از اين سخن من خشمگين مىشد و مىفرمودند : و اللّه ما بدّلنى اللّه خيرا منها آمنت بى اذ كفر الناس و صدّقتنى اذ كذّبنى الناس و واستنى بما لها اذ حرّمنى الناس و رزقنى اللّه منها الولد دون غيرها من النساء » - « به خدا قسم خداوند بهتر از او را به من