تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
فرمودند : اگر بخواهى خدا را بخوانى ( و از او مسئلت نمائى ) او صداى تو را مىشنود . گفت : يا رسول اللّه ، صدق خدا و رسولش مرا بس است .

عايشه به خديجه فريضه مىشود ! ! !

در صحيح بخارى و مسلم از عايشه نقل شده كه گفت : هرگز به زنى مانند آنچه به خديجه فريفته شدم ، او سه سال پيش از آنكه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم مرا به ازدواج خود درآورد رحلت كرد . فريفته‌شدن من دربارهء او آنگاه بود كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم نام او را پيش من ياد مىكرد . پروردگارش رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم را امر فرموده بود كه خديجه را به خانه‌اى از قصب در بهشت بشارت دهد و اينكه گوسفندى را قربانى كند و آن را به اهلش هبه نمايد . در صحيح بخارى و مسلم از عايشه نقل شده كه گفت : آنطور كه درباره خديجه فريفته شدم دربارهء هيچيك از زنان پيامبر نشدم . هرگز او را نديدم و ليكن رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم او را زياد ياد مىكرد و هرگاه گوسفندى ذبح مىكرد قطعه قطعه‌اش مىكرد و به مردم خيرات مىنمود آن را در صداق خديجه قرار مى داد . من به رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم عرض كردم : گويا در دنيا زنى جز خديجه نبوده است ؟ ! ! رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم مىفرمودند : او مطيع من بود . او زنى عاقله بود و از او مرا فرزندى است . مسلم افزود : كه عايشه اضافه كرد : ( و انّى قد رزقت حبّها ) من از محبت او بهره داده شده‌ام .

عايشه به خديجه حسد مىورزد آن هم بعد از . . .

ترمذى از عايشه نقل كرده كه گفت : « ما حسدت امرائهء ما حسدت خديجهء و ما