سلم حفظ كرده بودند و جز آن حضرت در آن وقت كسى حافظ قرآن نبود . و نيز او ، اول كسى بود كه قرآن را جمعآورى كرد .
انديشهء والاى على عليه السلام
و اما راى و تدبير آن حضرت ، او نيرومندترين مردم در رأى و نظر و صحيحترين تدبيرات امور را مىداشت . مع الوصف دشمنانش گفتند : على عليه السلام دراى رأى و نظر نيست ! ! ! زيرا او مقيد به دستورات شرع است و خلاف دستورات شرع را جايز نمىداند ! ! ! و لذا آن حضرت در جواب اين قبيل دشمنانش فرمودند : ( لو لا الدّين و التّقى لكنت ادهى العرب ) اگر دين و تقوا مانع نمىشد من زيركترين عرب بودم . و نيز فرمودند : ( و اللّه ما معاويهء بادهى منّى ، و لكن يغدر و يفجر و لو لا كراهيّه الغدر كنت من ادهى الناس و لكن كلّ غدرهء فجره و كلّ فجره كفره و لكلّ غادر لواء يعرف به يوم القيامه و اللّه ما استغفل بالمكيدهء و لا استغمز بالشّديدهء » و ادامه داد ( لا سواء الهدى و امام الرّدى و ولى النبىّ و عدوّ النّبىّ ) به خدا قسم معاويه از من زيركتر نيست ، و ليكن مكر مىكند و فسق و فجور مىكند و اگر ناخوشايندى مكر نبود ، من زيركترين مردم بودم . ليكن هر مكرى فسق و هر فاسقى كافر است و براى هر مكركنندهاى علامتى است كه روز قيامت بدان شناخته شود . به خدا قسم من از به كار بردن كيد و مكر و فرورفتن در سختگيرى حيلهگرى غافل نيستم ، ليكن ، دينم اجازه نمىدهد . و معلوم است كه پيشواى هدايت و پيشواى ضلالت يكسان نيستند و نه دوست نبى صلى اللّه عليه و آله و سلم و دشمن او يكسانند .