خود بازگشتند ( الى خروج القائم المهدى ) تا ظهور مهدى عليه السلام ، آنگاه است كه خداوند جل جلاله هنگام ظهور آن حضرت زندهشان مىنمايد . سپس ما بر بساط نشستيم و على عليه السلام خطاب به باد گفتند : اى باد ما را حمل نما . » باد ما را حمل مىنمود و براى ما آهنگى موزون و طبيعى چون صداى دف توليد مىنمود .
آنگاه على عليه السلام خطاب به او گفت : « ما را فرود آور . » او ما را در موضعى به نام « حرّه » به زمين فرو هشت . پس على عليه السلام بما گفتند : « رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم را در آخرين ركعت نمازش درك مىكنيم . » ما هنگامى رسيديم كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم را در آخرين ركعت نمازش درك كرديم .
اين روايت را صاحب مناقب از ثابت از انس و نيز از زهرى از طريق انس و نيز از قتاده بصرى از طريق انس نقل كرده است .
عارفان باصحاب كهف
در جمع الفوائد در تفسير آيه شريفه
( ما يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ )
« 1 » يعنى : جز اندكى ايشان ( اصحاب كهف ) را نمىداند . از ابن عباس نقل شده كه گفت : من از آن گروه قليل مىباشم و ايشان هفت نفرند .
1 - يمليخا ( كه او با در دست داشتن منشورى به شهر مكسلمينا مبعوث شد ) 2 - مرطولس 3 - يتبونس 4 - دردونس 5 - كفاسطيطوس 6 - منطيوسيوس و اين چوپان است و آن سگ اسمش قطمير است . ابو عبد الرحمن گويد : پدرم به من گفت چنين خبر رسيده كه هر كس اين نامها را در چيزى بنويسد و آن را در آتش افروخته بيندازد آتش خاموش مىشود .
هامش
( 1 ) - كهف 22 .