« قالوا ترفضت قلت كلّا * ما الرّفض دينى و لا اعتقادى »
« لكنّ تولّيت غير شك * خير امام و خير هاد »
« ان كان حبّ الوصى رفضا ؟ ! * فانّنى ارفض العباد »
- « به من امام شافعى - گفتند : « رافضى شدى ؟ » . گفتم : « نه دينم رفض است نه اعتقادم ، ليكن بدون شك به بهترين امام و بهترين هادى عشق مىورزم اگر حبّ وصى و جانشين رسول خدا صلى اللّه عليه و آله رفض است ، پس من رافضىترين بندهگان خدايم . »
ياقوت حموى در معجم الادباء « 1 » و ابن حجر مكى در صواعق « 2 » و فخر رازى در تفسير كبير « 3 » در ذيل آيه شريفه 23 سوره شورى و خطيب خوارزمى در مقتل الحسين « 4 » عليه السلام و سيد مؤمن شبلنجى در نور الابصار « 5 » از ربيع ابن سليمان كه يكى از اصحاب امام شافعى است ، نقل كرده كه او اين اشعار را انشاء كرده است :
« يا راكبا قف بالمحصب من منى * و اهتف بساكن خيفها و النّاهض »
« سحرا اذا فاض الحجيج الى منى * فيضا كملتطم الفرات الفائض »
« و اخبرهم انّى من النّفر الّذى * لولاء اهل البيت ليس بناقض »
« ان كان رفضا حبّ آل محمد ( ص ) * فليشهد الثقّلان انّى رافضى »
- « اى سوار راهوار بسوى مكه ، در ريگستان منى بايست ، و در هنگام سحر به ساكنين مسجد خيف ، آنگاه كه حجاج چون تلاطم امواج فرات خروشان بسوى منى مىآيند ، آشكارا با فريادى بيدار باش اعلام كن و به آنان خبر بده ، من از كوچ
هامش
( 1 ) - ج 6 ، ص 387 .
( 2 ) - فصل 2 باب 9 چاپ مهر
( 3 ) - ج 7 ، ص 406 .
( 4 ) - فصل 13 ، ص 129 .
( 5 ) - ص 140 .