رافضىاش مىخوانند . » امام شافعى فى المجلس اشعار زير را انشاء كردند و حقيقت را اعلام و اعلان نمودند :
« اذا فى المجلس ذكروا عليّا * و سبطيه و فاطمهء الزّكيّه »
« فاجرى بعضهم ذكرا سواه * فايقن انّه سلقلقيّه »
« اذا ذكروا عليا او ببنيه * تشاغل بالرّوايات العليّه »
« يقال تجاوزوا يا قوم هذا * فهذا من حديث الرّافضيّه »
« برأت الى المهيمن من اناس * يرون الرفض حبّ الفاطميّه »
« على آل الرّسول صلوهء ربّى * و لعنته لتلك الجاهليّه »
- « هرگاه در مجلسى از على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام يادى بميان آيد ، بدون شك بدانيد كه معترضين به ذكر آن بزرگواران ، همچون زنى باشند .
كه حيض از « دبرش » ظاهر شود . اين معترضين روايات بيمارى نقل مىكنند : مبنى بر عدم ذكر آن بزرگواران ، و مردم را از شنيدن و گفتن فضائل آنان مانع مىشوند و گويند : اينگونه احاديث كه در منقبت اهل بيتاند ، چيزهائيست كه رافضيها ( شيعه ) بهم بافتهاند ؟ من - ( امام شافعى ) ، از مردمى كه دوستى فاطمه و آل رسول ( ص ) را رفض ( و واگذارى سنت پيغمبر ) مىدانند ، بيزارى مىجويم و به خدا پناه مىبرم ، درود پروردگار بر آل رسول و لعنت خدا بر اين جاهليت باد . »
امام شافعى رافضىترين رافضىها است
مؤمن شبلنجى در كتاب شريف نور الابصار « 1 » نقلا از بيهقى و نور الدين ابن صباغ مالكى در فصول « 2 » و حافظ زرندى در معراج الوصول بعد از اشعار بالا نقل كردهاند كه امام شافعى در برابر نقل اعتراض معترضين بذكر اهل بيت اشعار زير را گفت :
هامش
( 1 ) - ص 139 .
( 2 ) - ص 4 .