به عمار ياسر گفت : « انّك لحريص على الجهاد و انّك لمن اهل الجنّه و لتقتلنك الفئه الباغيه ) ؟
- « اى عمار تو بر جهاد بسيار پرشورى ، تو از اهل بهشت هستى و هر آينه فرقه طاغى و ستمگر تو را بشهادت مىرسانند ؟ معاويه گفت : آرى . عمرو گفت پس چرا او را كشتى ؟ معاويه در جواب گفت : سوگند كه تو همواره در بول خود دست و پا مى زنى آيا ما او را كشتيم ؟ جز اين نيست او را كسى كشت كه به جنگش آورد ، و او على است ! ! ؟ اين روايت را احمد نيز آورده است . « 1 »
تأسف عبد اللّه بن عمرو عاص
عبد اللّه بن عمرو بن عاص حاضر بود و شنيد كه دو نفر درباره عمار ياسر با يكديگر مخاصمه مىكنند . يكى از آن دو مىگفت من او را كشتم . « سپس عبد اللّه گفت : از رسول خدا شنيدم كه فرمودند : « تقتله الفئه الباغيه » سپس معاويه گفت : تو چه از اين معنا مىخواهى ؟ ! . . . عبد اللّه گفت : پدرم از من به رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم شكايت كرد . رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم به من فرمود :
« پدرت را اطاعت كن مادام كه زنده است و نافرمانى او نكن پس من با شمايم و حاضر به جنگ نيستم » .
ابن عمر گفت : در زندگى بر چيزى تأسف نخوردم جز اينكه چرا با فرقه باغيه جنگ نكردم . و على را يارى ننمودم ؟ اين روايت در طبقات كبير نيز آمده است .
هامش
( 1 ) - نظر باينكه بسيارى اصحاب رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم و سلم . . . و بلكه همه آنان و از جمله معاويه و عمرو بن عاص لعنت اللّه عليها اين حديث رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم و سلم را به ياد داشتند لذا شيطنت معاويه را بنگر كه نسبت قتل عمار را به امير المؤمنين عليه السلام مىدهد كه عمار از جان بركفان حزب اللّه و سپاه على ولى عليه السلام بودند ! ! ؟