بىترشى و كوشتهاى برّهء كوسفند و كوشت مرغ جوان و هرجه درو رطوبت زياده بود بايد نوشيد و در زمستان كوشتهاى فربه و غذاهاى قوتناك مايل بغلظت و حلواها و مربها بايد نوشيد همجنين در تابستان بارد بالفعل و در زمستان حار بالفعل تناول بايد فرمود و يك اعتمادى يا معبود
لوحه [ اقسام غذاى معتدل ]
بدانكه غذاى معتدل را اطبا بسه معنى اطلاق مىنمايند يكى آنكه متوسط بود يعنى ما بين الطرفين بود ميان كثافت و لطافت يا حرارت و برودت يا غير آن مانند نان ميده و كوشت بزغاله و زردهء تخممرغ نيمبرشت دوم آنكه بخلط و مزج دو چيز يا بيشتر اعتدال و اقتصاد يافته بود در قوة مانند