تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح الأبدان ( فارسي ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
ديگر عصبى كه منفرد « 1 » واقع است « 2 » ، رسته از اجزاى عصعص يعنى از مهره‌هاى او و « 3 » مصوّر است به حمرت و پراكنده مىشود در عضلات دبر و در عضلاتى چند كه در احليل واقع است و در عضلاتى كه ظاهر مىشود از اجزاى باطنى عصعص كه از آن عظم عانه است ؛ و رسته است « 4 » از عظم « 5 » قطن پنج زوج از عصب : زوج اوّل مصوّر است به خضرت و رسته است از خرزهء اوّل و از پيش به عضلاتى كه مىآيد به شكم و به اين عضل « 6 » كه او را متنين « 7 » خوانند و شعبه‌اى از او مختلط مىشود به اعصابى چند كه از دماغ مىآيد . زوج دوم مصوّر است به زردى و رسته است از خرزهء دوم از خرزات « 8 » قطن و منشعب مىشود عصب او از جانب مؤخّر به عضل عظم پشت ، و از مقدّم مىآيد به عضلى « 9 » كه در ظهر واقع است و مختلط مىشود شعبهء او به اعصابى كه فرو « 10 » مىآيد از دماغ .
هامش
( 1 ) . س : مفرد . ( 2 ) . عصبى كه به قول منصور ، منفرد واقع شده ، امروزه با عنوان « عصب پشتى » شناخته مىشود كه يك جفت است . ( ر ك : آموزش اصطلاحات پزشكى ، ص 576 ) . ( 3 ) . س ، ن ، ط ، ج ، ل : - و . ( 4 ) . ش : - است . ( 5 ) . ط : - عظم . ( 6 ) . ج ، ش ، ن : با عصبه . ( 7 ) . ل : متينين ؛ ط : متينن ؛ متنين : عضلات ميان بطن و پشت در طرفين بدن كه « متون » نيز گفته‌اند . ( ر ك : لغتنامه ، ذيل « متن » ) . ( 8 ) . س : - از خرزات . ( 9 ) . ن : - پشت و از . . . عضلى . ( 10 ) . ش ، ل : فرود .