عصب بيرون « 1 » مىآيد : يكى از آن به عضل حنك مىآيد ، و اصل به زبان تا ممدّ « 2 » شريانى گردد كه شايع است در او ؛ و يكى « 3 » ديگر روانه مىشود به جانب عضل عريضه و غير آن از عضلاتى كه در آن محلّ واقع است ؛ و يكى ديگر در مىرود در پهلوى شريانى كه او را معما خوانند و فرو مىآيد به احشا و از آنجا به جانب گردن مىرود « 4 » و منشعب مىشود « 5 » به چند قسم : شعبهء اوّل فرو « 6 » مىآيد به عضلاتى چند كه مخصوص حلق « 7 » است و هرگاه كه منحدر شود به طرف سينه ، سر او به شيب افتد و اين را اعصاب راجعه خوانند ، به جانب حلق از زبان شعبهاى جدا مىشود به بالا و عضلات واقعه در آن محلّ .
بعد از آن شعبهاى از او « 8 » مىآيد به قلب و ريه و مرى و شريانات و اوردهاى چند كه در سينه واقع است و در قصبهء ريه ، و هرگاه كه در حجاب در رود « 9 » باهم آيد در دهن بطن او در احشايى مثل كبد « 10 » به غير پوست اندرون شكم « 11 » كه مختلط مىگردد به او عصبى كه ما ذكر كرديم ، كه فرود مىآيد تا به جانب او از زوج سيم « 12 » .
هامش
( 1 ) . ط : - بيرون .
( 2 ) . ن : نامند .
( 3 ) . ج : - و .
( 4 ) . ط : - مىرود .
( 5 ) . ج ، ش : مىگردد .
( 6 ) . ن : فرود .
( 7 ) . ن : خلف .
( 8 ) . ج : + فرود .
( 9 ) . ل ، ش ، ط : + و .
( 10 ) . ن : ميل كند .
( 11 ) . ش ( زير سطر ) : + كه او را صفاق گويند .
( 12 ) . زوج ششم ، عصب زبانى حلقى( N . Glossopharyneal )و عصب واگ( Vag )يا « نيوموگاستريك » كه در تقسيمبندى جديد به ترتيب نهمين و دهمين زوج از اعصاب دماغى مىباشند .