حالى زار در پاى آن نشست تا عاقبت جلادان به فرمان شاه او را به هلاكت رسانيدند . اين بود پاداش همهء خوبىهائى كه موبد در حق خسرو كرده بود .
24 [ حملهء روميان به ليبيا وباجخواهى ايرانيان از آنان و داستان تصرف شهر دارا به دست جان سرباز ]
در آنزمان امپراطور دوباره « بليزاريوس » را به سردارى شرق انتخاب نمود و او را به « ليبيا » « 1 » فرستاد تا آنجا را بگشايد . تفصيل اين واقعه بعد در اين كتاب مىآيد . ايرانيها چون اين خبر را شنيدند بىاندازه خشمگين گرديدند و پشيمان شدند كه چرا با دولت روم به پنهانى صلح بستهاند ، زيرا ميديدند كه قوت و شوكت آن دولت پيوسته رو به فزونى مىرود . خسرو سفرائى به « بيزانتيوم » گسيل داشت و به ژوستينين پيام فرستاد كه ما از پيروزى و پيشرفت شما شادمانيم ولى بايد حصهء ما را نيز از غنائم « ليبيا » بدهيد . زيرا اگر ما با شما پيمان صلح نبسته بوديم هرگز نمىتوانستيد در جنگ با « واندالها » پيروز شويد . ژوستينين نيز پولى به رسم پيشكش فرستاد و سفراى او را با مهربانى و احترام تمام مرخص نمود .
در شهر « دارا » واقعهء زير اتفاق افتاد : در جزو لشكر پيادهء مقيم « دارا » شخصى بود به نام « جان » كه با جمعى از سربازان خود توطئه چيد و شهر را متصرف گرديد و سپس در يكى از كاخهاى آنجا اقامت نمود و دست به ستمگرى و آزار مردم زد . اگر در آن موقع ايرانيان با روميها در حال صلح نبودند ، زيانهاى عمدهاى از اين واقعه متوجه روميان مىشد . ليكن چون دو دولت در حال آشتى بودند ايرانيها به فكر استفاده از اين پيشآمد نيفتادند و مزاحمتى براى روم فراهم نكردند . روز چهارم اين حادثه گروهى از سربازان همداستان شدند و به دستور « ممس » « 2 » كاهن شهر « آناستاسيوس » هنگام نيمروز به كاخ يكى از بزرگان ريختند و نخست نگهبانان را با دشنههائى كه زير جامهء خود پنهان كرده بودند به هلاكت رساندند و سپس داخل سراى « جان » شدند و او را گرفتند . اما از قراريكه برخى مىگويند سربازان نخستين
هامش
( 1 ) -Lybia( 2 ) -Mamas