ديگر را نه بهطورىكه سزاوار است ليكن
تفرق اتصال
پس ( گاه ) باشد در اعضاء مفرده مانند شكستن استخوان ( گاه ) باشد در اعضاء اليه مانند قطع انگشت و ليكن -
مرض مركب
پس آن مرضيست كه حاصل مىشود از جمله اينها امراضهاى ديگر مانند اورام و بثور پس بهدرستى كه آن هر دو حاصل مىشود از سوء مزاج مادى و تفرق اتصال و زيادة المقدار و هر مرضى كه منتهى مىشود طرف صحت
پس آن را
چهار زمانه است
ابتداء و او زمانهئى كه ظاهر مىشود در ان مرض بىآنكه ظاهر شود در آن تزئيد مرض و تزيد و آن آنست كه پيدا باشد در ان اشتداد مرض هر آن بعد آن و انتها زمانهايست كه بايستد در ان مرض بر يك حالت و وقت
انحطاط زمانهايست كه ظاهر شود در ان كمى و خفت مرض -
فصل دويمين در اسباب ضروريهئى كه تغيردهندهء احوال تن انسانى و نگاهدارندهء آنست
و آن