بر محللات بوقت
انحطاط
و ورم [ و اقسام آن ]
يا دموى يا صفراوى يا سوداوى يا بلغمى باشد ليكن -
دموى
پس علامات آن سوزش و زيادتى حرارت ملمس و سرخى رنگ و ضربان و ليكن -
صفراوى
پس علامات آن حرقت و افزونى حرارت ملمس و زردى رنگ
و علاج هر دو
فصد است باز تلئين بطبيخ هليله و ماء الفواكه ( اگر باشد ) در بدن اخلاط غليظ باز طلا كنند مقام را باطليه سرد ( و اگر باشد )
سوداوى
پس علامات آن سختى موضع و برودت ملمس و سياهى رنگ
و علاجش
اسهالست به آبى كه برآورد سودا را ( و اگر باشد )
بلغمى
پس علامات آن اينكه باشد رخو به حدى كه درمىآيد در آن انگشت و باشد سپيدى و سردى ملمس
و علاجش
تلئين طبيعت است بانچيكه خارج كند بلغم را
فصل هفتمين در سرطان و خنازير
ليكن