حمى دقيست كه عارض مىشود در اعضاء اصليه ( و اگر باشد ) مادى
پس مادهء آن ضروريست اينكه باشد داخل عروق و يا خارج آن
پس ( اگر باشد )
داخل عروق منقسم مىشود جانب دمويت و صفراويت
و بلغميت و سوداويت ( و اگر باشد )
خارج عروق پس منقسم مىشود طرف صفراويت و بلغميت و سوداويت و نباشد دموى ليكن -
حمى يوم
پس او آنست كه پيدا مىشود از نشستن در آفتاب و رفتار در آن در موسم صيف و از خوردن اغذيه گرم يا غضب سخت و يا ماندگى
و علاجش
اشربه بارده است و ربوب باردهء ممزوجه در آب سرد برفى و سزاوار است اينكه داخل شوند در حمام بعد زوال حمى و غسل كنند باب نيمگرم و تلطيف غذا نمايند روزى يا دو روز و ليكن
حمى دموى
پس آن مطبقه يعنى لازمهء و دايمه است و پيدايش آن يا از گنديدگى خونست يا از زيادتى آن
و علاجش
فصد است و برآوردن خون بسيار و خنكى مزاج به آب انار ترش ( و اگر باشد )