جذام
پس
علاجش
فصد است باز تلئين طبيعت به آبى كه خارج كند سودا را يكى بعد ديگرى و طلا كنند جسد او را هر شبى به ترياق افاعى منقوع در شراب و بنوشند شير و سعوط كند هر روز بروغن بنفشه كدوو غذا اسفيدباجات -
فصل سومين در حكه و جرب
و اين هر دو اگر باشند با دلايل كثرت خون پس
علاجش
فصد است و تلئين طبيعت بحب صبر و هليله زرد و ورد و مصطكى و غذانان سفيد و لحم خفيف و پرهيز كند از جماع و شراب و حمام بسيار كند بعد تنقيه
فصل چهارمين شرى و حصف
شرى
كه در هندى پتى گويند پس
علاجش
طبيخ هليله زرد است و ليكن -
حصف
گر خشك كه بهندى بهوسى گويند پس سبب آن كثرت شوريت عرق است و كمى اغتسال و پيدا مىشود ان از هواى گرم