و دم الاخوين و اقاقيا و روغن بادام
و غذا
تيار كرده شده از عدس و نبيذ و آب سماق و خورانيدن گل ارمنى و طباشير مفيد است
فصل هفتمين در ضعف معده
و آن ( اگر باشد ) از سوء مزاج سرد از اجتماع بلغم در معده پس ( اگر باشد ) از سوء مزاج بارد پس علاجش تدبير گرم بزنجبيل و دار فلفل و نانخواه و مصطكى رومى از هر واحد پنج درم معجون كرده شده بعسل مصفى و غذا سفيدجات معموله به پلپل و دارچينى ( و اگر باشد ) از اجتماع بلغم پس علاجش قى كردنست بعد طعام يا سكنجبين عسلى بهدرستى كه تر كرده باشند در ان ترب و خردل و نوشيده شود بر آن هم آب افشرده برگ ترب و صبر كند ساعتى تا اينكه تحليل شود و طعام و قطع شود بلغم باز نوشيده شود بر آن نوشيدنى بسيار از آب گرم و باز قى كند -
فصل هشتمين در غشى
و آن يا اينكه عارض شود بعد خوردن و يا قبل آن
[ اگر باشد ) بعد خوردن ]
پس ( اگر باشد ) بعد خوردن
علاجش
تقليل غذاست ( و