است . چه آن روز ، اصل روز عذاب است » . « 1 »
امام عليه السّلام فرمود : محسن با خون خضاب شده مىآيد ، او را خديجه بنت خويلد و فاطمه بنت اسد مادر امير المؤمنين عليه السّلام مىآورند . « 2 »
( 1 ) 3 - مفضّل حديثى از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه از امام حجّت - عجل اللّه تعالى فرجه الشريف - و رجعت برخى مردگان سخن مىگويد . از جمله در اين روايت آمده :
« زدن سلمان فارسى ، آتش زدن در خانه امير المؤمنين ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السّلام بر رويشان و تازيانه زدن به دستان صديقهء كبرى فاطمه عليها السّلام و شكم او و سقط محسن . . . و جمع هيزم ، انباشت آن كنار در براى آتش زدن خانه امير المؤمنين ، فاطمه ، حسن ، حسين و زينب ، ام كلثوم ، فضّه ، آتش زدن در ، و خروج فاطمه و خطاب او به آنان از پشت در ، و سخن او گفت : واى بر تو عمر ! اين چه جسارتى است كه به خدا و رسول مىكنى ؟ مىخواهى نسل رسول خدا را از دنيا قطع كنى و از بين ببرى ، و نور خدا را خاموش كنى . . .
عمر گفت : خودت انتخاب كن يا بيرون آمدن على براى بيعت با ابو بكر را و يا آتش زدن همهء شما ؟ ! » .
( 2 ) در اين روايت آمده : « قنفذ دستش را وارد خانه كرد تا در را باز كند و عمر با تازيانه چنان به بازوى زهرا عليها السّلام زد كه همچون بازوبند روى بازويش حلقه زد و لگدى به در كوبيد كه به شكم فاطمه عليها السّلام خورد در حالى محسن را ششماهه در شكم داشت ، و سقط شدن محسن و هجوم عمر ، قنفذ ، خالد بن وليد ، سيلى زدن به زهرا عليها السّلام چنان كه گوشوارهاش شكست ، فاطمه عليها السّلام بلند بلند مىگريست ، مىگفت :
پدر ! وا رسول اللّه ! دخترت فاطمه را تكذيب مىكنند ، او را مىزنند و فرزندش را
هامش
( 1 ) فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفى ، ص 532 ؛ به نقل از نوائب الدهور ، ص 194 .
( 2 ) همان .