تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
( 1 ) 7 - أبو موسى و نزديك به آن از انس ، و از زيد بن ثابت : مردى آمد و در زد . پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : در را برايش باز كن و او را به بهشت بشارت ده . ابو بكر بود . در را برايش باز كردم و او را به بهشت مژده دادم . سپس مردى آمد و در زد . فرمود : در را برايش باز كن و او را به بهشت بشارت ده . عمر بود . در را برايش باز كردم و او را به بهشت مژده دادم . سپس مردى آمد و در زد . فرمود : در را برايش باز كن و او را به بهشت بشارت ده و بلوايى كه او را خواهد بود . عثمان بود . در را برايش باز كردم و او را به بهشت مژده دادم و از آشوب هم او را خبر كردم . گفت : خداوند مستعان است . « 1 » هر چند در اين حديث و نظاير آن نظر داريم و معتقديم كه دروغ و ساختگى است اما همين تعابير وارده نشان مىدهد كه حديث ساز بر اساس فضايى سخن مىگويد كه در آن زندگى كرده و به عينيت حاكم بر مدينه عهد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اشاره دارد . ( 2 ) 8 - در حديث ابو طفيل : پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به جايى چنين و چنان رفت . ابن مسعود و عده‌اى از صحابه با آن حضرت بودند . به خانه‌اى گرد و فراخ رسيد . فرمود : اين در را باز كنيد . در را باز كردند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وارد خانه شد . من هم با او وارد خانه شدم . ديديم در وسط خانه قطيفه‌اى است . . . سپس روايت از پسر بچه كورى نام مىبرد كه زير قطيفه بود و به رسالت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله شهادت نداد . « 2 » ( 3 ) 9 - عايشه گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بين خود و مردم درى باز كرد يا پرده‌اى را به كنار زد . « 3 »
هامش
( 1 ) مسند احمد ، ج 4 ، ص 406 ؛ كنز العمال ، ج 13 ، صص 65 - 66 ، 93 - 95 ؛ ج 2 ، ص 537 . ( 2 ) مسند احمد ، ج 5 ، ص 452 . ( 3 ) سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 510 .