رسيديم ، فاطمه ما را ديد ، در را به رويمان بست . « 1 »
( 1 ) 14 - جابر و أبو هريره : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : در خانهات را ببند و نام خدا را ياد كن كه شيطان در بسته را باز نمىكند ؛ يا : درها را ببنديد و نام خدا كنيد . . . « 2 »
( 2 ) 15 - وقتى مغيره و أبو موسى اشعرى نزد عمر رفتند ، « گفت : برخاست تا در را باز كند كه ديد همان كسى كه به ما اجازه داد به حجره وارد شويم ، اجازهء ورود مىخواهد . گفت : بىمادر ! از پيش ما برو ، او بيرون رفت ، و در را از پشتش بست ، سپس نشست . . . » « 3 »
( 3 ) 16 - به هنگام وفات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، مغيره آمد و مردم را از ماجراى سقيفه خبر داد . « رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را به همان حال رها كردند و درها را به رويش بستند و ابو بكر ، عمر ، أبو عبيده ، به سرعت خود را به سقيفه رساندند . . . » . « 4 »
( 4 ) 17 - در حديث عيادت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و همراهان از فاطمه عليها السّلام : « گفت : برخاست و رفت تا به در رسيد . در بر روى فاطمه بسته بود . گفت : ندا داد . . . » . « 5 »
متون حاوى اين نوع تعابير فراوان است و مجالى براى استقصاى آن نداريم .
آنچه بيان كرديم براى قانع كردن كافى است كه خداوند هدايتگر به راه راست است .
هامش
( 1 ) همان ، ج 38 ، ص 227 ؛ تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 66 .
( 2 ) سنن ابى داوود ، ج 2 ، ص 339 ؛ صحيح مسلم ، ج 3 ، صص 386 - 395 ؛ بحار الانوار ، ج 60 ، ص 204 ؛ سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 1129 ؛ موطأ ، ص 665 ، 1683 ؛ كنز العمال ، ج 16 ، ص 438 ؛ ج 15 ، صص 352 ؛ 335 - 336 ؛ از بخارى ، مسلم ، نسائى ، ابو داوود ، ابن خزيمه ، ابن جنان ، بيهقى ، و ابن نجار .
( 3 ) بحار الانوار ، ج 60 : ص 452 ؛ الشافى ، ج 4 ، صص 126 ، 1358 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 2 ، صص 29 - 35 ؛ ايضاح ، ص 147 .
( 4 ) البدء و التاريخ ، ج 5 ، ص 65 .
( 5 ) حلية الاولياء ، ج 2 ، صص 42 .