( 1 ) 2 - داستان زناى مغيره سالها پس از رحلت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود و در شهرى اتّفاق افتاد كه پس از وفات آن حضرت ساخته شد تا پادگان سپاهيانى باشد كه به جنگ ايرانيان مىرفتند . در اين شهر جنگ داخلى روى نمىداد تا نيازى به محكم كارى در و ديوار باشد چنان كه در مدينهء به هنگام پذيرش دعوت اسلامى بود . بنابراين نمىتوان يكى را با ديگرى مقايسه كرد .
( 2 )
بستن در
در موارد فراوان تعابيرى همچون در را به روى شما بست ، در را به روى خود بست ، با دستش در را به روى آن دو بست ، در را بست ، درها را مىبنديم ، و از اين قبيل واژهها تكرار شده است . موارد زير را بيان مىكنيم :
( 3 ) 1 - روايت شده كه امام على عليه السّلام در خطبهاى فرمود : « نه حجابى شما را از خدا جدا كرده و نه درى بين شما و او بسته شده است » . « 1 »
هر چند اين حديث شايد چند سال پس از وفات رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله بيان شده باشد امّا آن را آورديم . زيرا مىدانيم كه در اين مدّت كوتاه مسائل فرقى نكرده بود .
خصوصا استدلالكننده به قصّه زناى مغيره چنان گذشت ، مىداند كه مورد استدلال او نيز سالها پس از وفات رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله اتّفاق افتاده است .
( 4 ) 2 - در حديث ازدواج فاطمه عليها السّلام آمده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله على و فاطمه عليها السّلام را فرمود كه به خانهشان بروند . سپس برايشان دعا كرد . آنگاه برخاست و در را به
هامش
ص 235 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 2 صص 540 - 541 ؛ وفيات الاعيان ، ج 2 ، ص 455 ؛ البداية و النهاية ، ج 7 ، ص 81 ؛ عمدة القارى ، ج 6 ، ص 340 ؛ الاغانى ، ج 16 ، صص 331 - 332 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 12 ، صص 234 - 237 .
( 1 ) نهج البلاغه ، خ 193 ؛ بحار الانوار ، ج 74 ، صص 314 - 315 .