تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
( 1 ) مىگوييم : ( 2 ) 1 - پيش از اين آمد كه پرده و پارچه‌هاى پشمى در كنار درهاى چوبى به ورودى خانه‌ها زده مىشد . ممكن است كسى بگويد : اگر روايت اعتراض پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به پرده خانه فاطمه عليها السّلام صحيح باشد و چنان كه خواهد آمد اين قضيه بين پيامبر و هيچ‌يك از همسرانش نبود در اين صورت ، معقول نمىنمايد كه از دخترش فاطمه عليها السّلام انتظار داشته باشد كه فقط به لنگه‌هاى در بسنده كند و روى آن پرده و پارچه‌هاى پشمى نزند . . . و اگر ورودى خانه بدون در بود ، و با اين وجود ، از فاطمه عليها السّلام توقّع دارد كه به در خانه‌اش پرده نزند ، اين بدان معنى است كه از دخترش بخواهد كه چنان زندگى كند كه گويى در بيابان است . چه در اين صورت دور و نزديك او را مىبيند و در خانه‌اش به داخل مسجد باز مىشود كه تقريبا در بيشتر ساعات شبانه روز از آدم خالى نيست . در حالى كه شخص پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله عدم اهتمام به ستر درها را گناه صاحبان خانه دانسته است . در پاسخ گفته مىشود : پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به نوع پرده كه چه بسا جالب توجه بوده ، اعتراض داشت نه بر اصل پرده كه مىتواند مثلا از پارچه پشمى باشد . ( 3 ) 2 - على عليه السّلام مىفرمايد : قضيهء پرده مذكور بين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و يكى از همسرانش بود : الف . امام على عليه السّلام در وصف پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله . « پرده‌اى بر در خانه او آويخته بود كه تصويرهايى داشت ، يكى از زنان خويش را گفت : اين پرده را از من پنهان كن كه هرگاه بدان مىنگرم ، دنيا و زيورهاى آن را به ياد مىآورم » .