تصريح دارد عمر مىدانست فاطمه عليها السّلام در پشت در است ، عجيب و غريب است .
در برخى از اين روايات آمده كه وقتى فاطمه عليها السّلام در را گرفت كه نتوانند باز كنند و به او خبر داد كه لباس خانه بر تن دارد تا وارد خانهاش نشود ، با تازيانه به انگشتان زهرا عليها السّلام زد .
او به شكم ، فاطمه عليها السّلام لگد و به صورتش سيلى زد ، و هم او ، قنفذ و ديگران ، دختر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را زدند .
( 1 ) با اين حال نمىدانيم چگونه مىتوان قتل محسن را خطا ناميد مگر آنكه خطا معنا و مفهوم ديگرى داشته باشد كه هيچ كس جز نويسنده آن كلمات نمىداند . به هر حال ، ما از اين جهت بخشهايى از گفتههاى او را نقل كرديم كه به وضوح دلالت دارد گروهى به زدن و اهانت به زهرا عليها السّلام ، و شكستن در ، و وارد شدن به زور به خانهاش ، و سقط جنين كه يك امر مسلّم بوده ، احتجاج كرده و در مقابل گروهى ديگر در صدد يافتن توجيهاتى هر چند بىمحتوا و ناچيز ، براى آن بر آمدهاند .
اگر بخواهيم اين قبيل توجيهات را بپذيريم ، در روى كره زمين هيچ مجرم و جنايتكارى پيدا نخواهيم كرد كه مستحق كيفر باشد . شايد برخى بتوانند براى شيطان نيز عذر بتراشند . چنان كه غزالى كوشيده از زشتى كار ابليس بكاهد و مردم را از لعن او منصرف سازد ، آنجا كه مىگويد :
« در سكوت از لعن شيطان اشكالى وجود ندارد » . « 1 »
بلى ، غزالى اين سخن را همان جايى كه تلاش كرد تا مگر يزيد فاجر شراب خوار را از جنايت قتل حسين عليه السّلام تبرئه كند ، گفته است :
بخوان و انگشت تعجّب به دهان بگير !
هامش
( 1 ) احياء علوم الدين ، ( چ دار المعرفه ) ، ج 3 ، ص 125 .