تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
تصريح دارد عمر مىدانست فاطمه عليها السّلام در پشت در است ، عجيب و غريب است . در برخى از اين روايات آمده كه وقتى فاطمه عليها السّلام در را گرفت كه نتوانند باز كنند و به او خبر داد كه لباس خانه بر تن دارد تا وارد خانه‌اش نشود ، با تازيانه به انگشتان زهرا عليها السّلام زد . او به شكم ، فاطمه عليها السّلام لگد و به صورتش سيلى زد ، و هم او ، قنفذ و ديگران ، دختر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را زدند . ( 1 ) با اين حال نمىدانيم چگونه مىتوان قتل محسن را خطا ناميد مگر آنكه خطا معنا و مفهوم ديگرى داشته باشد كه هيچ كس جز نويسنده آن كلمات نمىداند . به هر حال ، ما از اين جهت بخشهايى از گفته‌هاى او را نقل كرديم كه به وضوح دلالت دارد گروهى به زدن و اهانت به زهرا عليها السّلام ، و شكستن در ، و وارد شدن به زور به خانه‌اش ، و سقط جنين كه يك امر مسلّم بوده ، احتجاج كرده و در مقابل گروهى ديگر در صدد يافتن توجيهاتى هر چند بىمحتوا و ناچيز ، براى آن بر آمده‌اند . اگر بخواهيم اين قبيل توجيهات را بپذيريم ، در روى كره زمين هيچ مجرم و جنايتكارى پيدا نخواهيم كرد كه مستحق كيفر باشد . شايد برخى بتوانند براى شيطان نيز عذر بتراشند . چنان كه غزالى كوشيده از زشتى كار ابليس بكاهد و مردم را از لعن او منصرف سازد ، آنجا كه مىگويد : « در سكوت از لعن شيطان اشكالى وجود ندارد » . « 1 » بلى ، غزالى اين سخن را همان جايى كه تلاش كرد تا مگر يزيد فاجر شراب خوار را از جنايت قتل حسين عليه السّلام تبرئه كند ، گفته است : بخوان و انگشت تعجّب به دهان بگير !
هامش
( 1 ) احياء علوم الدين ، ( چ دار المعرفه ) ، ج 3 ، ص 125 .
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 414 | السيد جعفر مرتضى العاملي / محمد سپهرى