سياسى مىدانيم . زيرا حكومت مىكوشيد كه فاطمه عليها السّلام را از گريه در فراق پدرش بازدارد .
( 1 ) ظاهرا اين منع تا زمانى كه اوضاع به نفع حاكميت استقرار يافت ، تداوم پيدا كرد . به همين علت عمر به خشم عايشه و منع وى از ورود به خانهاش به هنگام وفات ابو بكر اعتنا نكرد ، بلكه وارد خانه شد و ام فروه خواهر ابو بكر را با تازيانهاش زد وى اين كار را به رغم اينكه نوحهسرايى و گريه براى دوستش ابو بكر بود ولى با اين حال به خانه عايشه هجوم آورد و خواهر ابو بكر را زد ، در حالى كه به عايشه خيلى احترام مىگذاشت و عايشه نزد او عزيز و گرامى بود ، و از ابو بكر و بستگانش تجليل مىكرد و بيش از اندازه براى خانواده او احترام قائل بود .
آرى ، اين كار را على رغم آنچه گفتيم انجام داد ، چه هنوز مردم منع فاطمه عليها السّلام از نوحهسرايى و گريه براى پدرش و مصيبتهاى پس از او را فراموش نكرده بودند .
فرض مىكنيم كه گريهء فاطمه عليها السّلام فقط براى پدرش بود . چقدر اين موضع خشن است . در جفا و خشونت فضاى آن روز همين بس كه انسان از گريه براى پدرش منع شود . حال چگونه است كه اين پدر ، پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ، بزرگترين ، كاملترين و برترين انسان روى زمين باشد ؟ ! ( 2 ) آنگاه كه مانع بر طرف شد و مدتى مديد و سالهايى عديد از وفات سيدهء زنان ، فاطمه زهرا عليها السّلام گذشت و مردم فراموش كردند يا داشتند فراموش مىكردند يا بهتر بگوييم : ديگر به اين مسأله اهميت نمىدادند ، اين ممنوعيت به دست شخص عمر برداشته شد و او خود براى نعمان بن مقرن كه در سال 21 ه وفات كرد ، و براى يك پيرمرد ديگر گريست و اجازه داد كه براى خالد بن وليد متوفاى سال 21 يا 22 ه گريه كنند .
نهى از گريه بر اموات با آنچه در مصادر فراوان آمده متفاوت است : نهى از
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 314
مساهمون: السيد جعفر مرتضى العاملي
ص٣١٤