زمزم را ببندم ، و براى شما مكرمتى نگذارم مگر اينكه نابود سازم ، و دو شاهد بر او اقامه كنم كه شهادت دهند على سرقت كرده ، و آنگاه دستش را قطع كنم .
عباس نزد على آمد و به او خبر داد و درخواست كرد كه موافقت كند .
على عليه السّلام موافقت كرد » . « 1 »
اين روايت دلالت مىكند تا چه اندازه به على عليه السّلام جسارت مىكردند .
( 1 ) 4 - بدون ترديد احدى از ما نمىپذيرد كه همسر ، يا مادر ، و يا خواهرش مورد تهاجم قرار گيرد و او در خانه نشسته باشد و بگويد : لا حول و لا قوة الّا باللّه . اگر چنين كند قطعا مردم خواهند گفت : او ترسو است . ما هم همين را خواهيم گفت .
اما هرگاه مهاجمان بخواهند ما را به معركهاى بكشند يا احساسات ما را تحريك كنند تا متشنّج شويم و واكنش نشان دهيم ، بدون اينكه به نتايج كارهايمان توجه كنيم ، اگر به خواستهء مهاجمان پاسخ مثبت دهيم و اهدافشان را محقق سازيم ؛ همه ، ما را سرزنش خواهند كرد .
اين گروه مهاجم ، همين را از على عليه السّلام مىخواستند ، و اگر على عليه السّلام به آنان پاسخ مثبت مىداد ، فرصت شناخت از بين مىرفت و به آنان فرصت مىداد كه همهء برگهاى برنده ، و همه امكانات تحريف و تغيير حقيقت را بدست گيرند . اين مطلب را به زودى توضيح خواهيم داد .
شجاعت على عليه السّلام در اينجا صبر بر اذيت و بىتوجهى به تحريكاتى است كه بر ضد او به راه انداختهاند . على عليه السّلام كسى است كه همه چيز را در راه حفظ دين قربانى مىكند و اين را مسئوليت و تكليف شرعى خود مىداند . او كسى نبود كه در راه رسيدن به هيچ چيز از دينش كوتاه بيايد .
( 2 ) 5 - فرض مىكنيم كه آنچه اين شخص در خصوص احترام و ارزش زهرا عليها السّلام
هامش
( 1 ) كافى ، ج 5 ، ص 346 .