( 1 ) از غرايب ، استدلال اين شخص به اين روايت است . او استدلال مىكند كه ورود ابن ام مكتوم بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در حالى كه در خلوت همسرانش بود ، به تعبير وى بيانگر وحدت حال پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و او است . يعنى با هم ندار بودند . وى سپس بر پايهء اين استدلال ، نزول سورهء عبس دربارهء پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را درست مىداند . ما در كتاب الصحيح من سيرة النبى الاعظم صلّى اللّه عليه و آله به بطلان اين گفته اشاره كردهايم . « 1 »
اگر ابن ام مكتوم با يك يا دو بار ورود بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اين وحدت حال را براى ما به همراه آورده ، پس شايسته است كه اين وحدت حال بين پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و - اگر نگويم همه - بسيارى از كسانى كه در زندگانى حضرت او را ملاقات كردهاند ، تحقق يافته باشد ! ( 2 ) 3 - الجعفريات : عبد اللّه به ما خبر داد كه محمد به ما خبر داد كه موسى مرا حديث كرد و گفت : پدرم از پدرش ، از جدش جعفر بن محمد از پدرش عليه السّلام حديث كرد كه گفت :
« كورى از فاطمه عليها السّلام اجازهء ورود خواست . فاطمه عليها السّلام خود را از او پوشيد .
پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : چرا خود را از او پوشيدى ، او كه تو را نمىبيند ؟
فاطمه عليها السّلام گفت : يا رسول اللّه ! اگر او مرا نمىبيند ، من كه او را مىبينم . او بو را مىفهمد .
فرمود : گواهى مىدهم كه تو پارهء تن منى » .
در دعائم الاسلام از امام باقر عليه السّلام و در نوادر راوندى از امام موسى كاظم عليه السّلام مثل اين روايت آمده است . « 2 »
هامش
( 1 ) ر . ك : الصحيح من سيرة النبى الاعظم صلّى اللّه عليه و آله ؛ عبس و تولى فيمن نزلت .
( 2 ) مستدرك الوسائل ، ج 14 ، ص 289 ؛ الجعفريات ، ص 95 ؛ دعائم الاسلام ، ج 2 ، ص 214 ؛ عوالم العلوم ، ج 11 ، ص 123 ؛ در پاورقى از : نوادر راوندى ، ص 13 ؛ بحار الانوار ، ج 43 ، ص 91 ؛ مناقب ابن المغازلى ، صص 380 - 381 .