اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ
« 1 » .
مىگوييم : دقيقا در عمل به همين مقوله است كه در زندگانى علمى ، خويش را ملزم كردهايم كه هرگاه در داخل و خارج جامعه اسلامى مسألهاى برانگيخته شود كه بيانگر ايراد جديدى در ميراث فكرى ما و دين اسلام و مذهب حق كه حقايق آن بوسيلهء اسوههاى اسلام و پرچمداران تشيع اصيل و استوانههاى علمى محقق گشته است را با دلايل آشكار و براهين روشن نقد و بررسى علمى نماييم .
( 1 ) 7 - برخى از مردم ادعاى خود را دليل قاطع براى اثبات آن قرار مىدهند . جا دارد كه انديشمند در آن تأمل نمايد و بدان دقّت كند .
( 2 ) 8 - هرگاه كسى تلاش كند كه دلايلى را كه علما در خصوص يك مسأله بيان كردهاند ، از بين ببرد ، با قطع نظر از پيروزى يا شكست وى در اين باره ، اگر دليل جايگزينى ارائه ندهد فى الواقع خواسته از عقيدهاى كه به گمان خودش دليل آن را از بين برده ، دست بردارد . زيرا نمىتواند به عقيدهاى كه دليلى در اثبات آن ندارد ، ملتزم باشد مگر اينكه در مسائل عقيدتى مقلد باشد و اين را احدى از مردم نمىپذيرد .
( 3 ) 9 - برخى مىگويند : احدى حق ندارد او را نصيحت كند كه بعضى از آراء و نظرات خويش را درباره مسائل عقيدتى ، ايمانى و تاريخى كه بر خلاف اجماع علما و بزرگان مذهب است ، براى مردم عوام بيان نكند . اگر چه هدف ، آن باشد كه وى را از افتادن در محذورات بزرگ حفظ كند . اين هنگامى است كه آنچه مطرح خواهد كرد خروج خطرناك از اصول و مبانى بشمار رود و عالمانى را كه كتمان علم و بيّنات بر آنان حرام است . ، بر آن دارد كه با دليل قاطع و حجت بالغه و شيوه مقابله به مثل و بلكه با هر شيوه مشروعى كه در توضيح و تصحيح انديشه وى مفيد خواهد بود ،
هامش
( 1 ) بقره / 159 .