قاعدهء : « كاد المريب ان يقول : خذونى » دربارهء خود تفسير كند ، اين به خودش مربوط است ولى ما به او توصيه مىكنيم كه چنين نينديشد . زيرا مقصود ما گفته است نه گوينده .
( 1 ) 2 - در زندگانى علمى خود گاهى اوقات با افرادى برخورد مىكنيد كه بناحق ادعاى فرهنگ و معرفت دارند و القاب و عناوينى هم در پى نام خويش دارند . اينان براى بىاعتبار كردن مخالفان و منتقدان خود ، آنها را مورد هجوم قرار مىدهند .
چنان كه يكى از همين افراد به يارى يزيد بن معاويه برخاسته و لعن او را مايهء بىارزشى لعنكننده مىپندارد . او مىگويد : « اما اين محافل در برخى جوانب به سب و لعن دچار شدند و لذا به لعن شمر لعين بسنده نكردند بلكه معاويه ، يزيد و بنى اميه را هم در جرگهء كسانى قرار دادند كه لعن آنان را لازم مىدانند » . « 1 »
اگر ما هم با اين قبيل افراد رو به رو شويم نه تنها از رويارويى با آنان هراس نداريم بلكه اگر ضرورت ايجاب كرد و يا احساس تكليف شرعى نموديم كه در قبال افكار و انديشههاى آنان موضعگيرى كنيم ، همانند اين كتاب خواهيم نوشت و به شيوهء علمى ، واقعگرايانه و بدور از هياهو به نقد و بررسى موضوعات گوناگون طرح شده توسط آنان خواهيم پرداخت . زيرا آشكار و واضح است كه در دين و عقيده و مسائل اهل بيت عليهم السّلام جاى هيچ گونه نرمش و مصلحتانديشى نيست . ما در اين راه به ناسزاگوييهاى نارواى اين و آن توجه نمىكنيم و آن را چيزى جز سراب فريبنده نمىدانيم . و ليحق
اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ
و يبطل
كَيْدَ الْخائِنِينَ
.
( 2 ) 3 - برخى معتقدند كه بررسى و نقد افكار و انديشهها موجب رسوايى صاحب فكر و انديشه مىشود در حالى كه لازم است اشتباهات او را پوشيده داريم و از اعلان آن خوددارى نماييم .
هامش
( 1 ) جريدة السفير ، 27 / 6 / 1996 م .