به رويارويى با او برخيزند .
از اين گذشته تبعات خطير ديگرى هم در پى خواهد داشت . از جمله : آثار و تبعات اين مخالفتها نيز شيوه برخورد ديگران با او و روش نقد و بررسى آراء ، ديدگاهها و نظرات وى ، را مىتوان نام برد .
( 1 ) 10 - او مىگويد : « برخى مىترسند كه ممكن است طرح مسائل فكرى و عقيدتى با افكار گذشتگان كه ممكن است صحيح باشد يا نه ، برخورد داشته باشد » . وى سپس به مردم مىگويد : « عقل خود را به كسى نفروشيد و آنگونه كه قرآن مىفرمايد :
إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ
« 1 » ، جمود نورزيد . زيرا هر نسلى بايد بر پايه خرد و انديشه خود به سوى حقيقت گام بردارد » . سپس در لزوم طرح افكار و ديدگاههاى خود به اين حديث استدلال مىكند : « اذا ظهرت البدع فعلى العالم ان يظهر علمه و الّا فعليه لعنة اللّه » . وى اين آيهء كريمه را نيز دليل طرح افكار خود بيان مىكند :
إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى . . .
.
( 2 ) مىگوييم : ما نمىدانيم اين تصريح خطرناك چه توجيهى دارد كه مىگويد :
برخى از عقايد مذهب بر حق ما ( شيعه ) ممكن است صحيح نباشد ؟ ! گمان نمىكرديم كه پيروان اين مذهب افكار و عقايدشان را بدون دليل و حجّت و به صرف تقليد كوركورانه مردود و نامعقول ، از گذشتگان به ارث مىبرند ! گمان نمىكرديم كه شيعيان مصداق اين آيهء كريمه شدهاند : انا وجدنا آبائنا على امة . . .
شگفتتر اينكه عقايدمان را كه به تعبير وى از گذشتگان به ارث بردهايم ، از بدعتها شمرده است و لذا لازم شده كه بر پايهء حديث : « اذا ظهرت البدع فعلى العالم ان يظهر علمه » ، علم خود را آشكار نمايد ؟ !
هامش
( 1 ) زخرف ، 12 .