ج : گروهى اندكى كه در كنار زهرا عليها السّلام ايستادند و آماده بودند تا در راه احقاق حق و ابطال باطل ، آنجا كه اقدام و مبادرت مفيد است ، گرانبهاترين و نفيسترين چيز خود - جان - را فدا كنند : ابو ذر ، سلمان ، مقداد ، و عمار . . .
( 1 ) بدين ترتيب واضح است كه دليلى نداريم كه اثبات كند مهاجمان ، همان گروه دوستداران و محبّان زهرا عليها السّلام بودند و نه دو گروه دوم و سوم . بلكه در اعمال و افعال ، و اقدامات آنان دلالتى آشكار وجود دارد كه اينان همان عدهاند كه نه تنها به زهرا عليها السّلام احترام نمىگذاردند بلكه با او دشمنى مىورزيدند و از به آتش كشيدن او و پناهندگان به حريم او هيچ پروايى نداشتند اتفاقا همين كار را كردند ، آنگاه كه او را زدند و فرزندش را سقط كردند و پارهء تن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در اثر آن به شهادت رسيد البته مىكوشيدند كه در يك اقدام سياسى و مدارا با مردم ، در ساير احوال اين بغض و كينه را آشكار نسازند تا موجب گرايش بيشتر مردم به آل على عليه السّلام و درك مظلوميت او و خاندانش و حقانيت راهش نشود .
خلاصه اينكه استدلال به جايگاه و احترام زهرا عليها السّلام نزد گروه دوم كه عافيت طلب است و از مبارزه گريزان ، به اينكه زهرا عليها السّلام در دلهاى گروه مهاجمان كه از يورش و تهاجم ، آزار و اذيت او هيچ پروايى ندارند ، جايگاه و احترام خاصى دارد ، بىمعنى است .
( 2 ) 2 - اگر مهاجمان دوستدار و محب زهرا عليها السّلام بودند و به او احترام مىگذاشتند ، ديگر نيازى نبود كه على عليه السّلام فاطمه عليها السّلام را در ميان خانههاى مهاجران و انصار بگرداند تا به نصرت و ياريشان دست يابد و آنان را براى دفاع از حق خود قانع سازد . بلكه كافى بود كه زهرا عليها السّلام با مهاجمان مقابله كند و با استفاده از نفوذ و جايگاه خود آنان را قانع سازد كه بدون بدست آوردن نتيجهاى كه مخالف ميل زهرا عليها السّلام يا موجب خشم او باشد ، برگردند و ديگران را هم كه با خود آورده بودند ، برگردانند .
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 200
مساهمون: السيد جعفر مرتضى العاملي
ص٢٠٠