3 - حتى اگر بپذيريم كه مهاجمان به زهرا عليها السّلام احترام مىگذاشتند يا حتى او را دوست داشتند ، بايد دانست كه احترام و محبت هم آنگاه كه زهرا عليها السّلام در مقابلشان بايستد و آمال و آرزوهايشان را تهديد كند و عامل اصلى شكست برنامههاى خطرناك آنان باشد ، مانع نمىشود كه دوستى با او را به دشمنى بدل كنند و با قساوت و خشونت هر چه تمام با او رفتار نمايند .
( 1 ) حتى اگر چنين اقدامى از سوى برادران و فرزندانشان صورت گيرد ، باز با همين خشونت و عنف با آنان مقابله خواهند كرد . زيرا حبّ رياست و سلطنت ، آنان را در تنگناى سرنوشتسازى قرار مىدهد . اين تنگنا آنان را به يكسره كردن امور با تمام قدرت وادار مىسازد . پس اين مسأله برايشان از ناديده گرفتن آن احترام مهمتر ، ارزشمندتر و خطيرتر است .
ما مىدانيم كه هر كس فردى را دوست دارد يا به او احترام مىگذارد ، معمولا او را بيشتر از خود دوست ندارد . لذا هرگاه بين اين دو محبت تعارض پيش آيد ، محبّت خود را فداى محبت دوست نمىكند . هرگز دستبند را بيشتر از دستش دوست ندارد ، ابدا دستش را براى حفظ دستبند قطع نمىكند بلكه هزار دستبند را هر چه گرانقيمت باشد ، مىشكند تا دستش سالم بماند .
( 2 )
جايگاه زهرا عليها السّلام نزد انصار و مهاجمان
بعضى مدعىاند : مهاجمان به خانه زهرا عليها السّلام او را دوست داشتند و به او احترام مىگذاشتند . علاوه بر اين ، كسانى كه عمر با خودش آورد ، دلهايشان مالامال از محبّت زهرا عليها السّلام بود . حال چگونه مىتوانيم تصور كنيم كه همين افراد به او هجوم و يورش برند ؟ ! سپس استدلال كرده كه على عليه السّلام - چنان كه در بحار الانوار و بسيارى از منابع