متولّد شد . رسول خدا ( ص ) فرمود كه نوزاد را در پارچه سفيدى پيچيدند و آنگاه او را در بغل گرفت و بوسيد . سپس زبانش را در دهان طفل گذاشت .
نوزاد زبان پدربزرگش را مىمكيد . حضرت در گوش راست وى اذان گفت و در گوش چپش اقامه . سپس سرش را تراشيد و هموزن مويش نقره صدقه داد .
آنگاه سرش را خلو ماليد كه نوعى عطر مخلوط بود . سپس فرمود : اسماء ؛ خون ماليدن به سر نوزاد ، از كارهاى مردم جاهلى است . « 1 »
رسول خدا ( ص ) از على ( ع ) پرسيد كه او را چه ناميده است . على ( ع ) فرمود : من در اين كار از شما پيشى نمىگيرم . حضرت فرمود : من هم در نامگذارى فرزندم ، از خداوند پيشى نمىگيرم . پس خداوند متعال وحى فرمود :
على نسبت به تو به منزلهء هارون است ، نسبت به موسى . فرزندش را به نام پسر هارون نامگذارى كن . پرسيد : نام او چه بود ؟ فرمود : شبّر . پرسيد : به زبان عربى .
فرمود : او را حسن نام نه . پس رسول خدا ( ص ) او را « حسن » ناميد . « 2 »
اين روايت ، گفتهء برخى را تكذيب مىكند كه مىگويند : على ( ع ) ابتدا او را حرب ( جنگ ) « 3 » يا حمزه ناميد . ادب و فضيلت على ( ع ) برتر از آن بود كه در نامگذارى فرزندش از رسول خدا ( ص ) پيشى بگيرد .
رسول اكرم ( ص ) براى حسن ( ع ) دو گوسفند عقيقه كرد . برخى گفتهاند :
يك گوسفند . چنان كه برخى هم گفتهاند : فاطمه ( س ) براى حسن ( ع ) عقيقه كرد . از نظر ما بعيد است كه با بودن پدر و همسرش ، فاطمه ( س ) عقيقه كرده باشد .
لازم مىدانيم در داستان ولادت امام حسن ( ع ) به دو نكته توجّه دهيم ؛
هامش
( 1 ) . بنگريد : بحار الانوار ، 43 / 239 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 418 .
( 2 ) . بحار الانوار ، 43 / 241 ؛ علل الشرايع ، 1 / 137 ؛ معانى الاخبار ، 57 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 418 .
( 3 ) . بنگريد : تاريخ الخميس ، 1 / 418 ؛ عيون اخبار الرضا ( ع ) 2 / 25 ؛ بحار الانوار ، 43 / 254 - 255 .