تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 633

مساهمون:

ص٦٣٣
حضرت از نخستين ساعت و روزى كه براى كندن خندق و مقابله با احزاب از مدينه بيرون رفت ، هرگز از امنيت شهر غافل نشد . از سوى ديگر اختصاص پانصد نفر رزمنده براى پاسدارى از مدينه يعنى بيش از نيمى از سپاه اسلام در جنگ احزاب و بسنده كردن به كمتر از نيمى از آنان براى مقابله با سپاه احزاب ، اندكى مبالغه‌آميز به نظر مىرسد . شايد دويست نفر را به نوبت اعزام كرده است . بدين ترتيب كه گاهى اوقات سلمة بن اسلم ، و زمانى زيد بن حارثه را فرستاده است .

ب . خوات بن جبير و مرد يهودى

رسول خدا ( ص ) خوات بن جبير را به اردوگاه بنى قريظه اعزام كرد تا بنگرد كه قصد شبيخون نداشته باشند يا از جايى رخنه نكنند . وى گويد : چون نزديك بنى قريظه رسيدم ، گفتم كمين مىكنم و همين كار را كردم . ساعتى دژهاى آنان را زير نظر داشتم كه خواب مرا در ربود . ناگاه به خود آمدم ، ديدم كه مردى مرا بر دوش دارد . وقتى فهميدم از پيشاهنگان ( گشتىهاى ) يهود است ، سخت از رسول خدا ( ص ) شرمنده شدم . وى در ادامه نقل مىكند كه چگونه خداوند او را بر يهودى چيره ساخت تا او را بكشد . خوات خود را به پيغمبر ( ص ) رساند و داستان را تعريف كرد . آن حضرت از طريق جبرئيل از اين واقعه باخبر شده بود . « 1 » ما نمىدانيم كه چرا مرد يهودى ترجيح داد كه دشمنش را روى دوش خود حمل كند ، امّا او را نكشت تا از شر او راحت شود ؟ مىدانيم در چنين مواردى كه سربازى به خواب مىرود ، خوابش پايدار و سنگين نمىشود ، بلكه با كوچك‌ترين صدا و حركتى از خواب مىپرد . در حالى كه در اينجا مىبينيم يهودى اين خوابيده را از زمين بلند مىكند ، روى دوش خود مىگذارد و
هامش
( 1 ) . امتاع الاسماع ، 1 / 228 ؛ المغازى ، 2 / 460 - 461 .
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 633 | السيد جعفر مرتضى العاملي / محمد سپهرى