ما احتمال مىدهيم كه هدف از طرح صحابى بودن سفيان آن بوده است تا قدرى مصونيت و مقام ارجمند براى وى دست و پا كنند تا از يك سوء موقعيت سرورش معاويه را حفظ نمايند و از سوى ديگر جبههء على ( ع ) را تضعيف كنند و از جهت ديگر ، مواضع خشن و جنايات او را كه در حمله به مسلمانان و قتل و غارت و هتك حرمت آنان مرتكب مىشد ، بدين وسيله توجيه نمايند .
8 . حديث امّ سلمه
از امّ سلمه روايت است كه گفت :
من در جنگ خندق در تمام مدّت اقامت رسول خدا ( ص ) همراه او بودم و با آن كه سرماى سختى بود ، پيامبر ( ص ) شخصا در خندق پاسدارى مىداد . شبى به او نگريستم كه برخاست و مدتى نماز گزارد . سپس از خيمه بيرون رفت و ساعتى ديدهبانى كرد ، شنيدم كه مىگفت : گروهى از سواران دشمن دور خندق مىگردند ، آيا كسى هست كه به مقابلهء آنها برود ؟ آنگاه عبّاد بن بشر را صدا زد . عبّاد گفت : بلى . فرمود : آيا كسى همراه تو هست ؟ گفت : آرى ، من همراه گروهى از ياران خويش گرد خيمهء شما پاسدارى مىدهم . پيامبر ( ص ) فرمود : با ياران خود كنار خندق برو و در اطراف آن بگرد كه نيروهاى مشركين در مورد شما در حال گشت زنى هستند و چشم طمع بستهاند كه به شما شبيخون بزنند . آنگاه دست به دعا برداشت و گفت : پروردگارا ، شرّ ايشان را از ما دفع كن و ما را بر ايشان پيروز فرماى و آنها را مغلوب گردان كه كسى غير از تو نمىتواند آنها را مغلوب كند . عبّاد بن بشر همراه ياران خود راه افتاد و ناگاه متوجّه شد كه ابو سفيان همراه گروهى از سواران مشرك اطراف قسمتهاى كم عرض خندق مىگردد . مسلمانان در مقابل آنان ايستادند و آنها را با تير و سنگ زدند و وادار به عقبنشينى كردند . سپس عبّاد به