است و مىترسيم كه اسبهاى دشمن از اينجا بپرند . مردم در كندن اين قسمت عجله كرده بودند . در آن شب با شتاب آنجا را دوباره كندند و بر عرض آن افزودند تا به صورت خندق در آمد و خاطرشان آسوده شد . « 1 »
عمرو بن عاص و خالد بن وليد ، بارها كوشيدند تا مگر رخنه و محل باريكى در خندق بيابند و از آنجا يورش برند . در آن شبها مسلمانان بارها با اين دو برخوردهايى داشتند . « 2 »
ضرار بن خطّاب سرود :
نراوحهم و نغدو كل يوم * عليهم فى السلاح مدججينا « 3 »
خالد بن وليد همراه گروهى از مشركان حملهاى آورد تا مگر از غفلت مسلمانان استفاده كرده ، خود را به آن سوى خندق برسانند . در اين هنگام به اسيد بن حضير برخوردند كه همراه دويست نفر از مسلمانان بود . دو گروه ساعتى با هم درگير بودند . وحشى قاتل حمزه هم در ميان مشركان بود . طفيل بن نعمان تيرى به او زد و او را كشت .
از اين پس ، مشركان گروههايى را شبانه براى خبرگيرى مىفرستادند تا در موقع مناسب به مسلمانان يورش برند . مسلمانان از اين بابت به شدت در ترس و هراس قرار گرفتند . « 4 »
صاحب تجارب الامم عقيده دارد كه آن گروه بدون درگيرى پراكنده شدند ، مگر شمارى اندك كه با هم تصميم گرفتند ، به خندق يورش برند . گفته
هامش
( 1 ) . بنگريد : المغازى ، 2 / 465 ؛ امتاع الاسماع ، 1 / 230 .
( 2 ) . همان منابع ، سيره دحلان ، 2 / 8 .
( 3 ) . سيره ابن هشام ، 2 / 323 .
( 4 ) . سيره حلبى ، 2 / 232 .