در اين باره دو نكته را مورد توجّه قرار مىدهيم ؛
أ . از اين عبارت و برخى از متون پيش گفته دربارهء اردوگاه پيغمبر ( ص ) در بالا يا دامنهء كوه سلع به دست مىآيد كه آن حضرت دامنهء مشرف و نسبتا مرتفع كوه را پايگاه خود قرار داد تا اوضاع را به دقّت زير نظر داشته باشد و در موقع مناسب نسبت به اتخاذ تصميم و صدور فرمان لازم اقدام نمايد .
ب . مشركان كه به دنيا مىانديشند و عزت را در كسب حطام دنيا مىدانند ، با ديدن مقر فرماندهى رسول خدا ( ص ) در مكان مشرف بر دشمن در خيمهاى از چرم سرخ ، آنان را به خشم خواهد آورد و هنگامى كه با شكست برگردند ، بر حسرت و اندوه آنان هر چه بيشتر خواهد افزود .
3 . سان ديدن از رزمندگان
پيغمبر ( ص ) هنگامى كه خندق را مىكند ، از رزمندگان سان ديد . ابو واقد ليثى مىگويد : ديدم كه پيامبر ( ص ) به هنگام حفر خندق نوجوانان را سان مىديد . به گروهى اجازهء شركت در جنگ داد و گروهى را رد كرد . همهء آنها حتى نوجوانانى كه به سن بلوغ نرسيده و اجازه شركت در جنگ نداشتند ، كار مىكردند . هنگامى كه كار بالا گرفت و جنگ در شرف آغاز بود ، پيامبر ( ص ) به نوجوانانى كه بالغ نشده بودند ، فرمان داد كه به خانههايشان برگردند و همراه زنان و بچهها در كوشكها باشند .
از جمله كسانى كه رسول خدا ( ص ) در آن روز اجازه شركت در جنگ داد ، عبد اللّه بن عمر بود كه پانزده سال سن داشت و زيد بن ثابت كه او هم پانزدهساله بود و براء بن عازب كه او نيز پانزده سال داشت ، « 1 » و ابو سعيد خدرى كه
هامش
( 1 ) . بنگريد : المغازى ، 2 / 453 ؛ انساب الاشراف ، 1 / 343 - 344 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 481 ؛ سيره دحلان ، 2 / 314 - 315 ؛ امتاع الاسماع ، 1 / 224 ؛ سبل الهدى و الرشاد ، 4 / 523 .