تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
بدين طريق قرض او را ادا كرد . . . « 1 »

5 . فداكارى پرنده ، و رحمت خداوند

واقدى از جابر بن عبد اللّه انصارى نقل كرده كه مىگفت : در جنگ ذات الرقاع همراه پيغمبر ( ص ) بوديم كه مردى از اصحاب آمد و جوجهء پرنده‌اى همراه داشت . پيامبر ( ص ) به آن جوجه نگاه مىكرد كه پدر و مادرش يا يكى از آن دو آمد و خود را به دست مردى كه جوجه‌اش را گرفته بود ، انداخت . مردم از اين كار به شگفت آمدند . پيامبر ( ص ) فرمود : از كار اين پرنده تعجب مىكنيد ؟ شما جوجه‌اش را گرفته‌ايد و او از شدّت مهربانى كه به جوجه‌اش داشت ، خود را به خطر انداخت ، در حالى كه سوگند به خدا كه مهربانى پروردگارتان به شما از مهربانى اين پرنده به جوجه‌اش ، بيشتر است . « 2 »

6 . تخم شترمرغ

مورّخان در حوادث غزوه ذات الرقاع نقل كرده‌اند كه مردى سه عدد تخم شترمرغ براى پيامبر ( ص ) آورد . حضرت به جابر گفت : جابر ، اين تخم‌ها را بپز . جابر گفت : من برخاستم ، آن‌ها را پختم و در بشقاب چوبى بزرگى گذاشتم و درصدد تهيهء نان برآمديم ، اما نان پيدا نكرديم . پيامبر ( ص ) و اصحاب بدون نان ، شروع به خوردن تخم شترمرغ كردند و آن قدر خوردند تا سير شدند و دست كشيدند . ديدم كه از آن چيزى كاسته نشده است . « 3 »
هامش
( 1 ) . المغازى ، 1 / 401 - 402 . ( 2 ) . سيره حلبى ، 2 / 274 ؛ المغازى ، 1 / 398 ؛ سيره ابن كثير ، 3 / 165 ؛ البداية و النهايه ، 4 / 86 ؛ دلائل النبوه ( بيهقى ) ، 3 / 379 . ( 3 ) . سيره حلبى ، 2 / 274 ؛ المغازى ، 1 / 399 .