در مدينه به جاى خود گذاشت و شب شنبه دهم ماه محرّم با چهارصد و به قولى هفتصد « 1 » يا هشتصد « 2 » نفر به قصد دشمن حركت كرد تا به وادى شقره رسيد . يك روز آنجا توقّف كرد و گروههايى از مسلمانان را براى كسب خبر اعزام فرمود . همهء آنها شبانگاه بازگشتند و گفتند به كسى برخورد نكردهاند ، امّا آثار پاهايى ديدهاند كه تازه بوده است . پيامبر ( ص ) همراه اصحاب حركت كرد تا به سرزمين و جايگاه اصلى دشمن رسيد ، ولى ديدند كه در آنجا هم هيچ كس نيست . اعراب كه سپاه پيامبر ( ص ) را ديدند ، پشت به مسلمانان كردند و از برخورد با آنان ترسيدند . آنان به قلّهء كوهها گريخته و در آنجا سنگر گرفتند . شمارى نيز در داخل درهها موضع گرفتند و احدى جز زنان باقى نماندند . رسول خدا ( ص ) آنان را به اسارت گرفت . در ميان آنها يك كنيز پاكروى نيز بود . با اين حال جنگى پيش نيامد . « 3 »
پيغمبر ( ص ) آهنگ مدينه كرد و جعال بن سراقه را از پيش فرستاد تا خبر سلامتى آنان را به مردم برساند . « 4 » آن حضرت روز يكشنبه پنج شب از محرّم
هامش
( 1 ) . بنگريد : تاريخ الخميس ، 1 / 464 ؛ سيره حلبى ، 2 / 270 ؛ سيره مغلطاى ، 54 ؛ تاريخ الاسلام ( ذهبى ) ، 1 / 201 ؛ الطبقات الكبرى ، 2 / 61 ؛ المغازى ، 1 / 396 ؛ نهاية الارب ، 17 / 158 ؛ المواهب اللدنيه ، 1 / 106 ؛ سيره دحلان ، 1 / 264 ؛ دلائل النبوه ( بيهقى ) ، 3 / 271 .
( 2 ) . سيره حلبى ، 2 / 270 ؛ المغازى ، 1 / 396 ؛ سيره دحلان ، 1 / 264 .
( 3 ) . دربارهء اين جنگ بنگريد : تاريخ الخميس ، 1 / 464 ؛ انساب الاشراف ، 1 / 340 ؛ سيره دحلان ، 1 / 264 ؛ سيره حلبى ، 2 / 271 ؛ سيره مغلطاى ، 54 ؛ دلائل النبوه ( بيهقى ) ، 27103 ؛ الوفاء ، 691 ؛ الكامل فى التاريخ ، 2 / 174 ؛ الثقات ، 1 / 257 - 258 ؛ التنبيه و الاشراف ، 214 ؛ حبيب السير ، 1 / 356 ؛ الطبقات الكبرى ، 2 / 61 ؛ سيره ابن هشام ، 3 / 214 ؛ تاريخ الاسلام ( ذهبى ) ، 1 / 201 ؛ المغازى ، 1 / 395 - 396 ؛ سيره ابن كثير ، 3 / 160 - 161 ؛ نهاية الارب ، 17 / 158 .
( 4 ) . بنگريد : الطبقات الكبرى ، 2 / 61 ؛ نهاية الارب ، 17 / 162 ؛ سيره دحلان ، 1 / 265 ؛ سيره حلبى ، 2 / 273 .