كه مسأله كاملا برعكس بود . ما ، در اين باره به هنگام بحث از جنگ بدر در كتاب خود : الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ، به قدر كافى سخن گفتهايم .
روشن است كه فرماندهى سپاه و پرچم لشكر به دست نيروهاى شجاع و دلاورمردان مىباشد . على ( ع ) در تشويق و ترغيب ياران خود به جنگ و جهاد مىفرمايد :
و رايتكم فلا تميلوها و لا تخلّوها و لا تجعلوها الّا بايدى شجعانكم و المانعين الذّمار منكم فانّ الصّابرين على نزول الحقايق هم الّذين يحفّون براياتهم و يكتنفون حفافيها : وراءها و امامها و لا يتأخّرون عنها فيسلموها و لا يتقدّمون عليها فيفردوها . « 1 »
پرچمهايتان را به اين سو و آن سو متمايل كنيد و گردش را خالى نگذاريد و آن را جز به دست دليران سپاه ندهيد ؛ دليرانى كه همواره از آنچه بايد دفاع كنند ، دفاع مىكنند . آنان به هنگام نزول سختى و بلا پايدارى مىورزند و صبر مىكنند ، گرد پرچم را مىگيرند و از پس و پيش ، و راست و چپ حفاظتش مىكنند ، نه از آن واپس مىمانند كه به دست دشمنش سپارند و نه از آن پيش مىافتند كه تنهايش گذارند .
شايد هدف از اين دروغ فاحش كه واقدى آن را با فعل مجهول به گويندهاى ناشناس نسبت مىدهد ، ايراد شك و ترديد در فرماندهى على ( ع ) و كاستن از شدّت انتقاد از ابو بكر بوده است . چه آنگونه كه در كتب تاريخ و حديث آمده ، همواره از مواضع خطر و هنگامههاى نبرد واقعى از ميدان فرار مىكرد . چنان كه در احد ، خيبر و ديگر نبردهاى صدر اسلام از صحنه نبرد گريخت .
ب . روشن و آشكار است كه وقتى على ( ع ) فرماندهى سپاه را بر عهده داشته باشد و پرچم رسول خدا ( ص ) را به دست ، قطعا موجب رعب و
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ( خطبهء 124 ) ؛ تاريخ الامم و الملوك ، 5 / 17 ؛ الفتوح ، 3 / 73 ؛ وقعة صفّين ، 235 ؛ الكافى ، 5 / 39 .