وحشت يهود ، و شكست روحى و روانى آنان خواهد شد . چرا چنين نباشد ، در حالى كه اخبار مواضع و دلاوريهاى على ( ع ) در جنگهاى بدر و احد - اگر بپذيريم كه جنگ بنى نضير پس از نبرد احد بوده است . ما اين تاريخ را در وقوع جنگ بنى نضير بعيد دانستيم - دشمنان دور و نزديك خدا ، پيغمبر ( ص ) و اسلام را به رعب و وحشت مىانداخت .
على ( ع ) بود كه در جنگ بدر ، نيمى از كشتههاى قريش را كشت و در قتل نيمه ديگر مشاركت فعّال داشت . در احد بنابراين كه جنگ بنى نضير پس از آن باشد ، پيروزى و حفظ اسلام به وسيلهء او بود . هنگامى كه در غزوهء حمراء الاسد ، قريش دانستند كه على ( ع ) در تعقيب آنان است ، فرار را بر قرار ترجيح دادند و به رغم احساس غرور و خود بزرگ بينى ناشى از پيروزىهاى ظاهرى احد ، به سوى مكّه حركت كردند . در اين باره پيش از اين سخن گفتيم .
هنگامى كه رسول خدا ( ص ) متوجّه بنى نضير شد و آنان را محاصره كرد ، دستور داد تا خيمهء او را در دورترين نقطه محلهء بنى خطمه زدند . چون شب فرا رسيد ، مردى از يهود بنى نضير كه تيرانداز ماهرى بود ، تيرى انداخت كه به خيمه حضرت اصابت كرد . پيامبر ( ص ) دستور داد تا خيمهاش را در فاصله دورترى در ميانهء دشت نصب كردند و مهاجران و انصار آن را در ميان گرفتند .
واقدى معتقد است كه حضرت خيمهاش را به كنار مسجد فضيخ منتقل كرد .
هنگامى كه تاريكى شب فرا رسيد ، على ( ع ) را نديدند . مردم گفتند : اى رسول خدا ، ما على را نمىبينيم . فرمود : من او را مىبينم كه در پى انجام كارى است . فكرش را نكنيد . اندكى گذشت كه على ( ع ) در حالى كه سر آن يهودى تيرانداز را در دست داشت ، از راه رسيد . على ( ع ) سر وى را كه عزورا ناميده مىشد ، مقابل پيامبر ( ص ) بر زمين انداخت . پيامبر ( ص ) فرمود : چگونه اين كار را كردى ؟ گفت : من اين خبيث را جسور و شجاع يافتم . پس مدتى در كمين او نشستم و با خود گفتم : ممكن است ، اين جرأت را داشته باشد كه شبانه بر ما حمله برد و شبيخون بزند . اتّفاقا امشب او را ديدم كه در حالى كه شمشير
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 397
مساهمون: السيد جعفر مرتضى العاملي
ص٣٩٧