يارانى كه با او بودند ، نماز صبح را در ميدان بنى خطمه براى مردم اقامه كرد و ابن امّ مكتوم را در مدينه به جاى خود گذاشت . . . « 1 »
در برخى متون آمده كه رسول خدا ( ص ) بنى نضير را محاصره كرد و از آنان خواست كه عهد و پيمان دوباره ببندند ، امّا آنان نپذيرفتند . پس در همان روز با آنان جنگيد . روز بعد به سراغ بنى قريظه رفت و از آنان خواست تا با وى عهد و پيمان ببندند . آنان پذيرفتند . فرداى آن روز دستههاى سپاه خود را به سوى بنى نضير برد و با آنان جنگيد تا حاضر شدند كه از ديار خويش بيرون روند .
از آن جهت پيغمبر ( ص ) با بنى نضير جنگيد كه با آنان عهد و پيمان داشت و آنها پيمان شكستند و به او خيانت كردند . « 2 »
سمهودى پس از بيان روايت ابن اسحاق مىگويد :
درستتر از آن روايت ابن مردويه به سند صحيح است كه مىگويد : يهود بنى نضير اتّفاق نظر كردند كه بر ضدّ رسول خدا ( ص ) غدر كنند . از اين رو فرستادهاى به نزد حضرت گسيل داشتند كه همراه سه تن از يارانت به نزد ما بيا و سه تن از دانشمندان ما با تو ملاقات مىكنند . اگر آنان به تو ايمان آوردند ، ما هم از تو پيروى خواهيم كرد .
اين سه تن يهودى همراه خود خنجر داشتند . زنى از بنى نضير به برادرش كه از مسلمانان انصار بود ، پيغام داد كه بنى نضير چه نقشهاى دارند . مرد انصارى پيش از آن كه پيغمبر ( ص ) حركت كند ، جريان را به عرض او رساند . پيامبر ( ص ) بازگشت و فردا صبح ، با دستههاى سپاه به سراغ بنى نضير رفت و همان روز آنان را در محاصره گرفت . روز بعد به سراغ بنى قريظه آمد و آنان را محاصره كرد تا با او پيمان بستند . پس از آنان دست برداشت و به سراغ بنى نضير آمد و با آنان جنگيد تا حاضر شدند
هامش
( 1 ) . المغازى ، 1 / 371 .
( 2 ) . تفسير قمى ، 2 / 359 .