تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
4 . بلاذرى سريهء عبد اللّه بن انيس براى قتل سفيان بن خالد را در محرّم سال ششم هجرى مىداند . « 1 »

2 . جسد عاصم بن ثابت

روايت فاجعهء رجيع مىگفت : افراد قبيلهء هذيل بر آن شدند تا سر عاصم بن ثابت را بريده به سلافه دختر سعد بفروشند ، امّا زنبورها اطراف جسد را گرفته و مانع كارشان شدند . سپس سيل شبانه ، جسد وى را با خود برد و به آن دست نيافتند . در اين باره به چند نكته توجّه مىكنيم ؛ أ . به روايت ابو الفرج ، تيره‌اى از قيس و به روايت ديگران ، تيره‌اى از قريش فرستادند تا مقدارى از گوشت عاصم را بياورند ، زيرا عاصم در جنگ احد به آنان ضربه زده بود و هنوز نشانه‌هايى از آن با خود داشتند . خداوند زنبورها را فرستاد تا از گوشت عاصم حمايت كردند . « 2 » اين بدان معنى است كه بر خلاف روايت قبلى ، سيل جسد عاصم را نبرده است . ب . نمىدانيم چرا اين سيل در شب آمد و نه روز ! آيا ترسيد كه هذيل آن را شناسايى و بعدا مجازات نمايند ! چرا فقط پنجاه نفر از مشركان را با خود برد و نه همه را تا مردم از شرّ آنان رهايى يابند ! چرا هذيل از اين حادثه عبرت نگرفتند و همچنان بر اسارت خبيب و يارانش اصرار ورزيدند و سپس به مكّه آوردند و آن وقايع بر اسرا گذشت ؟ ! آيا مناسب‌تر نبود كه اسرا را آزاد و از كار خود عذر خواهى كنند ؟ ج . برخى روايات تصريح دارد كه مسلمانان پس از حمايت زنبوران از
هامش
( 1 ) . انساب الاشراف ، 1 / 376 . ( 2 ) . تاريخ الامم و الملوك ، 2 / 540 ؛ الاغانى ، 4 / 228 ؛ اسد الغابه ، 2 / 104 ؛ مسند احمد ، 2 / 395 ؛ تاريخ الخميس ، 1 / 455 ؛ سيره ابن كثير ، 3 / 124 ؛ البداية و النهايه ، 4 / 63 .