بپذيريم و به صورت قطعى در برابر واقعيت آن سر تسليم فرود آوريم ، بلكه برعكس موارد فراوانى داريم كه انبوهى از پرسشهاى بىپاسخ را دربارهء اين واقعه بر مىانگيزد . اين مسأله خصوصا دربارهء جزئياتى مصداق دارد كه در روايات اين حادثه مطرح شده است . اين موارد به قدرى زياد است كه تقريبا موجب ترديد ما دربارهء اصل اين سريه شده است .
3 . تناقض در روايات حادثهء رجيع
روايات حادثه رجيع و آنچه بر خبيب بن عدى و يارانش گذشت و اخبار مربوط به جسد خبيب ، تقريبا در يك مورد اتفاق نظر ندارند ، بلكه به طرز وحشتناك و دهشتانگيزى ضد و نقيض يكديگرند . اين نشان مىدهد كه نوعى تعمد براى دروغ و جعل و دخل و تصرّف ناروا و حتى تحريف در اين حادثه وجود داشته است ، به گونهاى كه مشكل است ، بتوان نتيجه روشن و آشكارى از آن ارائه نمود . تناقضات آشكار روايات ما را بر آن مىدارد كه در كليت اين حادثه ترديد كنيم ، جز اين كه نمىتوانيم به جرأت آن را از اساس نفى نماييم . البته اشكالى ندارد كه اشخاصى بودهاند كه مردم عضل و قاره آنان را كشته باشند . چنان كه در اين هم مانعى نمىبينيم كه خبيب و دوستش را مردم مكّه به قتل رسانده باشند . ليكن غير از اين ، هر آنچه در اين باره گفته مىشود ، مورد شك و ترديد هست . اين در صورتى است كه نگوييم در اين واقعه مسائل فراوانى نقل مىشود كه يقين داريم دروغ و جعلى يا تحريف عمدى و سهوى است . اگر بخواهيم به گوشهاى از اين تناقضات اشاره كنيم ، مىتوانيم به شرح زير خلاصهاى از آن تقديم داريم و خوانندهء ارجمند را براى ديدن تفصيل آن به منابع مذكور خصوصا كتاب : الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ، 7 / 163 - 230 حواله دهيم . پس مىگوييم :