آنچه ابن سعد مىگويد كه رسول خدا ( ص ) پس از فتح مكّه اموالى را براى ابو سفيان فرستاد تا در ميان مردم قريش تقسيم كند ، « 1 » شايد غير از كمكهاى بشر دوستانه حضرت در سال پنجم هجرى بوده است . احتمال مىرود كه فرستادهء پيغمبر ( ص ) در هر دو مأموريت يك نفر بوده است .
نبايد اين موضع رسول خدا ( ص ) در قبال مشركان مكّه را به تلاش حضرت براى خريد دلهاى آنان از طريق بهرهبردارى از ضعف و سستى ناشى از رنج گرسنگى و نيازمندى و فقر و فاقه مردم تفسير كرد ، زيرا چنين تفسيرى بدان معنى خواهد بود كه مواضع و اقدامات رسول خدا ( ص ) ، روح تجارى ، احساس فرصت طلبى و اهداف غير انسانى را به او ديكته مىكرد . ما معتقديم كه عكس اين مطلب درست است . مواضع و جنايات مشركان در قبال حضرت و مسلمانان به نهايت رسيده و از حد گذشته بود . اگر فرض كنيم كه اين اقدامات در تصميمگيرى و اتخاذ مواضع رسول خدا ( ص ) تأثير داشت ، لازم بود گرفتارى و رنج و زحمت مردم مكّه را موجب شفاى صدر و خنكى دل خويش ببيند و از اين بابت اظهار سرور و شادمانى كند و از خداى خويش فزونى مصائب و توالى رنجها و گرفتارىهاى بيشتر قريش را مسئلت نمايد .
شايد در چنين شرايطى ، از پيغمبر ( ص ) چنين مواضعى انتظار مىرفت ، امّا كسانى كه به بررسى و مطالعه مواضع حضرت در قبال مردم مكّه پيش و پس از اين قضيه بپردازند ، او را مردى مهربان و پدرى دلسوز ، حتى در قبال همين قوم قريش خواهند ديد كه بر ضد او ، خانواده و يارانش بدترين مواضع را اتخاذ ، و زشتترين و رسواترين جنايات را مرتكب شدهاند . آن حضرت در جنگ احد كه همين مردم هفتاد نفر از ياران او را ناجوانمردانه كشتند و عمويش ، شير خدا و شير رسول خدا را مثله و تكه تكه كردند ، دست به دعا
هامش
( 1 ) . الطبقات الكبرى ، 4 / 296 ؛ التراتيب الاداريه ، 1 / 225 ؛ كنز العمّال ، 5 / 42 .