است و سيرهء مردان فرزانه و بندگان شايسته خداوند . مگر اين كه بگويند :
مسلمانان اصرار كردند تا به منظور حفظ جان پيغمبر ( ص ) ، دو زره بر تن كند .
همان گونه كه شب قبل نيز به همين منظور تا صبح از او پاسدارى كردند . آن حضرت نيز به منظور اطمينان و آرامش خاطر مسلمانان پذيرفت كه دو زره بر تن كند .
اين نيز نمىتواند مورد قبول باشد ، زيرا همواره پيامبر ( ص ) در جنگها پناه سربازان بود و هرگاه كارزار سخت و بحرانى مىشد ، مردم به او پناه مىآوردند و به تعبير على ( ع ) احدى از او به دشمن نزديكتر نبود . بنابراين توجيه قابل قبولى براى پوشيدن دو زره نمىبينيم .
از سوى ديگر اين كار مىتوانست دستاويزى براى منافقان و يهوديان و ديگر دشمنان اسلام باشد تا با طرح آن مردم را گمراه سازند .
ب . منطق قبيلهگرايى ابو سفيان
هدف ابو سفيان براى بهرهگيرى از منطق قبيلهگرايى ، پراكنده ساختن مردم از اطراف رسول خدا ( ص ) بود تا بتواند با استفاده از آسانترين راه او را از بين ببرد و نه به درگيرىهاى سخت با مردم مدينه محتاج باشد و نه متحمل تلفات سنگين جانى شود و نه معادلات سياسى منطقه دچار تغيير گردد ، امّا تير ابو سفيان به سنگ خورد و دريافت كه مسلمانان چنين منطقى را نمىپذيرند ، بلكه مسلمان برادر مسلمان است ، از هر قبيله و از هر منطقه كه باشد . در مقابل ابو سفيان و ياران او ، دشمن محارب آنان هستند ، حتى اگر برادران ، پدران ، خاندان ، اقوام و خويشاوندان مسلمانان باشند .
2 . ابو دجانه و شمشير
گويند : در دست پيامبر ( ص ) شمشيرى بود . او آواز داد : چه كسى اين شمشير را مىگيرد و حق آن را به جاى مىآورد ؟ مردانى چند از جمله زبير